ریشهی پیشاهندواروپایی «*hrsen» به معنای «نر، مرد» در زبانهای اروپایی چندان زایا نبوده و از آن شاخه تنها Arshn (آرْسِن: نر) و Arsenios (آرْسِنیُوس: اسم مرد، یعنی: مردانه، همتای نریمان پارسی) یونانی را سراغ داریم و مشتقهایش در زبانهای دیگر اروپایی که اسم مردانه هستند: Arsenius لاتین، Ardene فرانسوی، Arsenio ایتالیایی، Arsenie رومانیایی، Арсений (آرْسِنییْ) روسی، Арсеній (آرْسْیِنییْ) بلاروسی،
نام شخصیت داستانی مشهور «آرسن لوپن» که موریس لوبلان خلق کرده، از همین جا آمده و اسمش را میشود به صورت «آرش گرگین» به پارسی ترجمه کرد.
با این حال این بن در زبانهای آریایی رواج داشته و در زبانهای کهن ایرانی به این واژگان ختم شده است: naSra (اَرْشَن: مرد، نر) و naSrawAis (سیاوَرْشَن: سیاوش، در اصل یعنی: جنگاور سیاه) اوستایی، առն (آرْن: نر، مرد) ارمنی کهن، ܐܪܢܐ (اَرْنا: بز کوهی) سریانی،
در زبانهای زندهی ایرانی از این بن چنین کلماتی زاده شدهاند که بسیاریشان اسم مرد هستند: «آرش» و «کیارش» و «آرشین» و «سیاوش» پارسی، არნი (آرْنی: قوچ) گرجی، առն (آرْن: قوچ) ارمنی،
این نامها در شعر وادب پارسی بسیار رواج داشتهاند:
فردوسی توسی: « نخستین چو کاووس باآفرین کی آرش دوم و دگر کی پشین »
و: « بزرگان که از تخم آرش بدند دلیر و سبکسار و سرکش بدند »
نظامی گنجوی: « گویند که بود تیر آرش چون نیزه عادیان سنان کش »
خاقانی شروانی: « درع رستم به سنبل آراید تیر آرش ز عبهر اندازد »
سعدی شیرازی: «گیتی برو چو خون سیاووش نوحه کرد خون سیاوشان زد و چشمش روان برفت »