آقا: در مغولی به معنای «برادر بزرگتر» است و همنشین است با «آگا» به معنای خاتون. این واژه به ترکی منتقل شده و معنای «سرور» را پیدا کرده و از آنجا به پارسی و بعد به زبانهای اروپای رفته و در رومانی و صربی aga و در یونانی agas (آگاس) را نتیجه داده است.
در زبانهای ایرانی این واژگان از این بن برخاستهاند: «آقا» و «آقازاده» و «آقاسی» (اسم خانوادگی) و «آقامنش» و «آغا» (خواجه، خاتون) پارسی، AygA(اَگیا) سریانی، «آکو» (اسم مرد) کردی، «آغا» ترکی، Աղասի (آگاسی: اسم خانوادگی) و աղա (آگا: آقا) و Աղայան (آگایان: اسم خانوادگی) ارمنی،
«آقا» در زبانهای هندی هم وامگیری شده است: আগা (آگا) بنگالی،
این کلمه به شکل جالب توجهی در شعر و ادب پارسی در مقام هجو و مدح به کار گرفته شده است:
وحشی بافقی: « فچه موش خستهای، آقا گربهي پا شکستهای آقا»
محتشم کاشانی: «به سزای تو نکردیم دمی بندگیت آنچه هست سزاوار تو آقائی تست»
ملکالشعراء بهار: « سخت آقایان هو ام کردند، آری سخت هو
کآنچنان هو، هوچیان را ثبت در دفتر نبود»