ریشهی پیشاهندواروپایی «*leu» به معنای «آلوده، کثیف» در زبانهای کهن اروپایی این مشتقها را به دست داده است: luma (لوما: آلودگی، ننگ) و lumh (لومِه: دشنام) و lumax (لوماکْس: آشغال، زباله) و luqron (لوثْرُون: چرک، لختهی خون) یونانی، polluere (آلودن، لکهدار کردن، ترکیب por: پیش، جلو + luetere: کثیف کردن) و lues (آلودگی، مدفوع) و lutum (لجن) و lutosus (گلاندود، لجنآلود) لاتین، lut (کاهگل، ساروج) فرانسوی کهن، pollucion (رسوایی، آلودگی) فرانسوی میانه و انگلیسی میانه، loth (لجن) ایرلندی کهن، lut (لجن، گِل) اوکسیتان،
در زبانهای زندهی اروپایی این بن چنین واژگانی را زاده است: pollution (رسوایی، ننگ) و lut (لجن، گِل) فرانسوی، pollution (آلودگی، کثافت؛ اواخر قرن چهاردهم) و pollute (آلودن، بدنام کردن؛ اواخر قرن چهاردهم) و pollutant (آلاینده؛ ۱۸۸۸م.) و air pollution (آلودگی هوا) و lutose (گلاندود، لجنآلود) و lute (ساروج، کاهگل) انگلیسی، polluzione (آلودگی، رسوایی) و loto (گِل، لجن) ایتالیایی، polução/ poluição(کثافت، ننگ) و lodo (لجن، گِل) پرتغالی، polucion (آلودگی، ننگ) و lodo (لجن، گِل) اسپانیایی، lludedic (لزج، لجنآلود) ولش، liūtynas (گل و لای) لیتوانیایی، Lut (لجن، گِل) رومانیایی،
در زبانهای آریایی این بن به صورت ریشهی «*رَوْ» دیده میشود و همان معنای «کثیف کردن» را میرساند. در زبانهای باستانی ایرانی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند: «آلودَن/ آلای» پهلوی، «آروذ» (آلودن) و «رُوذ» (ناپاک، آلوده) تورفانی، «رْروما» (گِل، خاک) سکایی،
در پارسی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند: «آلودن»، «آلوده»، «آلودگی»، «آلایش»، «آلاینده»، «گلآلود»، «خوابالو»،
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این بن چنین کلماتی را میشناسیم: «اَرَوین» (بر آتش سیاه کردن) آسی، lum (لجن) آلبانیایی،
در شعر و ادب پارسی مشتقهای این واژه بسیار به کار گرفته شدهاند:
بابا طاهر عریان: « دل عاشق به پیغامی بسازد خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست ریاضت کش به بادامی بسازد »
ابوسعید ابیالخیر:«گردون کمري ز عمر فرسودهي ماست دريا اثري ز اشک آلودهي ماست
دوزخ شرري ز رنج بيهودهي ماست فردوس دمي ز وقت آسودهي ماست »
نظامی گنجوی: «ز دنیا نجستندی آسایشی نیرزیدشان شهوت آلایشی»
سعدی شیرازی: «درازای شب از ناخفتگان پرس که خوابآلوده را کوته نماید»
پروین اعتصامی: «در دل ما حرصْ آلایش فزود نیت پاکان چرا آلوده بود؟»
و :«ز آلایش نداری باک تا عقل است میزانت سبکساری نبینی تا درین فرخنده میزانی