ریشهی پیشاهندواروپایی «*en» به معنای «درون، داخل» در زبانهای کهن اروپایی چنین واژگانی را پدید آورده است: entera (اِنْتِرا: دل و روده) و enteron (اِنْتِرُون: درون) یونانی، 𐌀𐌍𐌕𐌄𐌓 (اَنْتِر: بین) اوسکی، enter (درون) و inter (بین) و intra (میانه) و interior (درونی) لاتین، 𐌀𐌕𐌓𐌀/ 𐌀𐌍𐌕𐌓𐌀 (اَتْرَه/ اَنْتْرَه: درون) ونتی، undir (زیر) نردیک کهن، under/ untar/ undar (بین) آلمانی کهن، under (زیر) انگلیسی کهن، eter/ etar (بین) ایرلندی کهن، unter (زیر) فریزی کهن، untar (زیر) ساکسونی کهن، entre/ intre (بین) برتون کهن، ithr (بین) ولش کهن، under (زیر) هلندی کهن، onder (زیر) هلندی میانه، 𐌿𐌽𐌳𐌰𐍂 (اونْدار: زیر) و 𐌿𐌽𐌳𐌰𐍂𐌻𐌴𐌹𐌾𐌰 (اوندِرْلِیْجا: فرومایهترین، فرومرتبهترین کس) گتی،
در زبانهای زندهی اروپایی از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: idir (بین) ایرلندی، entre (میان) و entrer (وارد شدن) فرانسوی، etre (بین، داخل) برتون، unter (زیر) آلمانی، onder (زیر) هلندی، undir (زیر) ایسلندی، under (زیر) دانمارکی،
در زبان انگلیسی از اینجا چنین کلماتی زاده شدهاند: empire (امپراتوری)، embryo (جنین)، endo- ([پیشوند] درون)، envy (حسد)، embarrass (شرمنده شدن)، enter (وارد شدن)، enema (تنقیه)، dysentery (اسهال)، embargo (تحریم کشتیها در بنادر؛ ۱۵۹۰م.)، important (مهم، ضروری)، intro- ([پیشوند] درونی)، enter (وارد شدن)، under (زیر)،
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*اَنْدَر» تبدیل شده و در زبانهای باستانی ایرانی چنین کلماتی را پدید آورده است: vratna (اَنْتَرَه: اندر) اوستایی، 𐎠𐎫𐎼 (اَنْتَر: اندر) پارسی باستان، अन्तर् (اَنْتَر: اندرون) سانسکریت، «اَنْدَر» پهلوی، 𐭡𐭩𐭭 (اَنْدَر: درون، بین) پارتی، «اَنْدَر» تورفانی، «چیندَر» (اندر) و «انتریک» (خواجهی حرمسرا، اهل اندرون) سغدی، «هَنْدَرَه» (درون) و «هَمْدْر» (وسط، داخل) سکایی، (اِدّرُونا: اندرون) سریانی، ընդերք/ ընտերք (اَنْدِرْک/ اَنْتِرْک: اندر) ارمنی کهن،
در زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین واژگانی زاده شده: «اندر» و «اندرون» و «اندرونی» پارسی، «هینْدیر/ هونْدور/ هینْدورّ» (اندر، درون) کردی، «اَتِه» (بین، درون) کمویری، ndër (بین) آلبانیایی،
«نِر» (خانه، اندرونی) اورموری، andjer (درون) آلبانیایی، «اَنْدَر» اردو، андар (اَنْدَر) پارسی تاجیکی، ընդերք (اَنْدِرْک: اندر) ارمنی، अंदर (اَنْدَر) هندی،
این واژهها در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شدهاند:
رودکی سمرقندی: « کس فرستاد به سر اندر عیار مرا که مکن یاد به شعر اندر بسیار مرا »
انوری ابیوردی: «عالم قدرت مجسم نیست ورنه باشدی اندرونی سطح او بیرون عالم را مماس »
عطار نیشابوری: «شدی بیرون و کلی اندرونی در این دم نی درون و نی برونی»
اقبال لاهوری: «مرا داد این خردپرور جنونی نگاه مادر پاک اندرونی»