اهل و عیال


آخرین به روزرسانی:
اهل و عیال

 


         ریشه‌ی سامی «*ءول» را در سه معنا ثبت کرده‌اند. یک به معنای «نخست، اولی، مقدم» که به نظرم به این ریشه باز نمی‌گردد و مشتقی تفضیلی از «ولی» است. دوم به معنای «خانواده» و سوم به معنی «سراب». چنین می‌نماید که معنای اصلی این ریشه همان خانواده باشد و شکلی تحول یافته از «*ءهل» که همین معنی را می‌رساند و جالب آن که در ترکیب پارسی «اهل و عیال» کنار هم دیده می‌شود، و به خویشاوندان دورتر عضو خانوار (اهل) و همسر-فرزندان (عیال) اشاره می‌کند. 

این دو ریشه‌ی خویشاوند و هم معنای «*ءول/ *ءهل» این واژگان را در پارسی پدید آورده‌اند: «عیال»، «عائله»، «عائله‌مند»، «عیال‌وار»، ‌«اهل»، «متأهل»، «تأهل»، «اهلی»، «اهالی»، «اهلیت»، «نااهل»، «آل-» (پیشوند خاندان)، مثل «آل محمد»، «آل علی»، «آل عمران». 

در سایر زبان‌های ایرانی هم مشتق‌های دیگری از این ریشه‌ها دیده می‌شود: «اَهْل» (خانوار) آرامی هترا، «یووال» (نام شخصی) و אהל‎ (اَهْلون: خانوار) عبری، ܐܗܠ‎ (اَهْل: خانواده) سریانی، «ئه‌هل» (خانواده) و ئاۋۋال‎ (آوّال: نخست) اویغوری، «اهل» (خانواده) ترکی و اردو و سندی و ازبکی، «أهلاً و سَهلاً» عربی، «اِوِل» (نخست) ترکی. در زبان‌های هندی هم از اینجا আউয়াল (اَئوال: نخست) بنگالی و अव्वल (اَوَّل: نخست) هندی زاده شده‌اند.

معنای دیگر «ءول» به معنای «سراب، توهم، چیز مه‌آلود» ارتباطی با «خانواده» ندارد و احتمالا در اصل دو ریشه‌ی هم‌آوا ولی مستقل در زبان‌های سامی داشته‌ایم که این دو معنی را می‌رسانده‌اند و بعدتر با هم ترکیب شده‌اند. این دلالت احتمالا همان است که «آل» (جن، دیو حمله‌ور به زائوها) را به دست داده و این شاید با ریشه‌ی پارسی «آل» (سرخ) هم ترکیب شده باشد. چون در این معنی تنها در پارسی دیده می‌شود. در زبان‌های دیگر هم چنین دلالتی را از این ریشه سراغ داریم: ܥܠܥܠܐ‎ (عَل‌عالا: گردباد) سریانی، עלעולא (عَل‌عُولا: گردباد) آرامی، አውል (عاوْلَه: مه، بخار) و ዐውሎ (عاوْلُو: گردباد) حبشی گئز، 

         واژگان برآمده از این ریشه‌های دوقلو در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده‌اند: 

رودکی سمرقندی: «عیال نه، زن و فرزند نه، معونت نه ازین همه تنم آسوده بود و آسان بود»

کسایی مروزی: «ستوروار بدین‌سان گذاشتم همه عمر   که بَرده گشته‌ی فرزندم و اسیر عیال»

خیام نیشابوری: «من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت               از اهل بهشت کرد؟ یا دوزخِ زشت» 

سنایی غزنوی: «ای مسلمانان دگر گشته‌ست کار روزگار        چون که اهل روزگار احوال دیگر کرده‌اند»