با


آخرین به روزرسانی:


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*upo» به معنای «نزدیک، زیر» در زبان‌های اروپایی کهن چنین کلماتی را پدید آورده است: ‘upa (هوپَه: زیر، از بین) و ‘uper (هوپِر: بالا، فراسو) و ‘uptios (هوپْتیُوس: تاقباز) و ‘uyi (هوپْسی: بالا، در ارتفاع) و ‘uyos (هوپْسُس: ارتفاع، قله، افتخار) و ppalleos (اُپالِّئُوس: سنگ اُپال) یونانی، super (بالای) و subumbrare (زیر سایه‌ی چیزی بودن) و /upala upalus (نوعی سنگ قیمتی) و sus (پیش، بالا) و surum (روی) و supinus (تاقباز) لاتین، seur (بالا، برتر) فرانسوی کهن، ofer (بالای) و yfel/ feel/ eofel (پلید، فرومایه) انگلیسی کهن، yfel/ uvel/ evel (پلید، فرومایه) و over (بالا، روی) انگلیسی میانه، ubel (پلید، فرومایه) و obaro (بالاتر، ابَر) و obar/ ubar (بالا، روی) آلمانی کهن، übel (پلید، فرومایه) آلمانی میانه، fo (زیر) و for (بالای) و uasal (بالا، والا، اشرافی) ایرلندی کهن، guor (بالای) برتون، 𐌿𐍆𐌰𐍂 (اوفَر: بالای) و 𐌿𐍆𐌰𐍂𐌰𐍃𐍃𐌿𐍃 (اوفَرَسّوس: فراوانی، زیادی) و 𐌿𐍆𐌰𐍂𐌰𐍃𐍃𐌾𐌰𐌽 (اوفَرَسیان: از حدی عبور کردن، زیادی از چیزی برخوردار بودن) و 𐌿𐌱𐌹𐌻𐍃 (اوبْلیس: پست، بد، پلید) و 𐌿𐌱𐌹𐌻𐌰𐌱𐌰 (اوبیلابا: بدطینت، فرومایه) گتی، evel (پلید، فرومایه) و over/ uver (بالا، روی) فریزی کهن، uvil (پلید، فرومایه) و ovar (بالا، روی) ساکسونی کهن، ovel (پلید، فرومایه) و over/ over (بالا، روی) هلندی کهن، euvel (پلید، فرومایه) و over (بالا، روی) هلندی میانه، 

         این ریشه در چنین واژگانی در زبان‌های زنده‌ی اروپایی دیده می‌شود гипо- (گیپُو: [پیشوند] زیر) وгипер- (گیپِر: [پیشوند] بالا) روسی، hyper- ([پیشوند] بالا) و super (بالا، برتر) و sur (روی) ‌و supin (تاقباز) فرانسوی، hipir- ([پیشوند] بالا) و for (بالای) و uasal (بالا، والا، اشرافی) ایرلندی، gor (بالای) ولش، over (بالای) سوئدی و نروژی و دانمارکی، euvel (پلید، فرومایه) و over (بالای) هلندی، uber/ ober (بالای) و super (بالا، برتر) و Supinum (تاقباز) و übel (پلید، فرومایه) آلمانی، yfir (بالای) ایسلندی، sobre (بالا، برتر) و supi (تاقباز) کاتالان، super (بالا، برتر) لهستانی، spre (بالا، برتر) رومانیایی، sobre/ super (بالا، برتر) و : hipo- ([پیشوند] زیر) و supino (تاقباز) پرتغالی و اسپانیایی، soprano (صدای زیر و بالای خوانندگان زن) و supine (تاقباز) ایتالیایی، ower (بالا، روی) اسکات، 

         در زبان انگلیسی از اینجا چنین واژگانی زاده شده‌اند: hypo- ([پیشوند] زیر)، hyper- ([پیشوند] بالا)، open (باز کردن، گشودن)، often (معمولا؛ میانه‌ی قرن سیزدهم)، somber (سایه، مبهم؛ ۱۷۶۰م.)، souffle (غذای سبک؛ ۱۸۳۰م.)، source (منبع؛ میانه‌ی قرن چهاردهم)، souvenir‌ (ارمغان، چشم‌روشنی)، sudden (ناگهان)، success (کامیابی، موفقیت)، supply (تامین کردن)، suppose (فرض کردن)، suffer (رنج کشیدن)، suggest (پیشنهاد کردن)، summon (احضار کردن)، over (روی)، super (بالا، برتر)، superior (برتر)، supreme (برترین، والا)، sub (زیر)، submariner (زیردریایی)، subside (کاهش نرخ)، supine (تاقباز)، evil (پلید، اهریمنی، فرومایه)، 

         برخی از این واژگان در پارسی جدید وامگیری شده‌اند: «[سنگ] اُپال»، «سورس»، «هیپوکامپ»، «هیپوتز»، «هایپر» (فروشگاه)، «هایپراکتیو» (بیش‌فعال)، [فیلم] «سوپر»، «سوپرمارکت»، «سوپرمن»، «سوپرانو»، «سوبسید»، 

         بن پیشاهندواروپایی «*upo» در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*اوپَه» تبدیل شده که بیشتر «همراه، کنار» معنی می‌دهد. از اینجا چنین واژگانی در زبان‌های باستانی ایرانی زاده شده‌اند: Apu (اوپا: با) و arapu (اوپَرَه: بالا، بر) و amvpu (اوپَمَه: بالاترین، نوک) اوستایی، 𐎢𐎱 (اوپا: با) و «اوپَرْیا» (بالا، بر) و شاید «اَبَرْکام» (نام مردانه، سردار داریوش اول که هرودوت نامش را به صورت آبْرُوکُمِس/ Abrokomhs ثبت کرده، احتمالا یعنی: کامروا) پارسی باستان، उपरि (اوپَری: بر، بالا) و‌ उपम (اوپَما: رأس، نزدیکترین، همتا) و नेत्रोपम (نِتْرُوپَمَه: درخت بادام) و «اوپَرَه» (نزدیک، پایین) و (اوپاکَه: مجاورت، نزدیکی) و उपल (اوپَلَه: سنگ اپال) سانسکریت، «اَپاک» (با) و «اَپاکِنیتان» (همراهی، مساعدت) و «اَبَر» (بالای) پهلوی، «اَباگ» (با) پارتی و تورفانی، «پر» (ابر-، بالای) سغدی، abomi (اَبُمی: بالاترین) بلخی، «با» و «ویرَه» (ابر-، بالای) سکایی، վեր (وِر: رو، بالا) و վերելակ (وِرِلاک: فراز رفتن، بالا رونده، سوارکار) و վերեւ (وِرِوْ: بخش بالایی) و վերաբերեմ (وِرابِرِم: بلند کردن، ادا کردن سخن، دگرگون ساختن) و վերադարձ (وِرادارْج: بازگشت، برگشتن) و վերուստ(وِروسْت: آسمانی، متعالی) و վերստին (وِرْسْتین: دوباره، از اول) ارمنی کهن، «سْپِه» (با، نزدیک) تخاری ب، 

         در پارسی از این ریشه چنین واژگانی زاده شده است: «با»، «باحال»، «باجنبه»، «بامعرفت»، «باهم»، «ابرقدرت»، «ابررسانا»، «بر/ اَبَر» (بالا)، «ابرانسان»، «ابرمرد»، «ابرقدرت»، «برساخته»، «برآمدگی»، «برآورد»، «برآیند»، 

         در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی هم از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: و «بِر» (ابر-، بالای) کردی، و «پَر/ پَرَه» (ابر-، بالای) بلوچی، վեր (وِر: رو، بالا) وվերաբերել / վերաբերիլ (وِرابِرِل/ وِرابِریل: منسوب کردن، ارجاع دادن) و و վերստին (وِرْسْتین: دوباره، از اول) و վերադարձ (وِرادارْج: بازگشت، برگشتن) ارمنی، «اوپْری» (دسته‌ی دهقانان) و eper (بالا، بر) و ubel (چاه، حفره) آلبانایی، 

از این ریشه در زبان‌های هندی چنین کلماتی را سراغ داریم: उपम(اوپَم: والا، رأس) و उप- (اوپ-: [پیشوند] بالا، نزدیک، شبیه، به سوی) هندی، ਉਪ- (اوپَه: نزدیک، به سوی، زیر) پنجابی،

این واژگان در شعر و ادب پارسی بی‌شمار بار به کار گرفته شده‌اند.