ریشهی پیشاهندواروپایی «*wedh» به معنای «بالیدن، رشد کردن» مشتقی است از بن «*bhelgh» به معنای «ورم کردن» که خود از ریشهی «*bhel/ *verdh» (بزرگ شدن، رشد کردن) گرفته شده است. مشتقهای این ریشه در زبانهای اروپایی را در مدخل «بالش» وارسی کردهام.
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*وْرْدْهَس» (بالیدن) تبدیل شده و در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را زاده است: adzvrvW (وَرَزْدَه: رشد، ترقی) و dvrvW (وَرَد: بالیدن) و aqAdvrvW (وَرَداثَه: افزایش) و itiadvraW (وَرَدَیْتی: بالاندن، بزرگ گردن) اوستایی، वर्धते (وَرْدْهَتی: بالیدن) و «وَرْدْهَنَه» (تقویت کننده) و वृध् (وْرْدْهْ: رشد) و वृद्धि (وْرْدْهی: تر و تازه) و वृद्ध «وْرْدّهَه» (بالندگی، ترقی) سانسکریت،𑀯𑀤𑁆𑀥𑀤𑀺 (وَدّهَتی: رشد کردن، بالیدن) و 𑀯𑀼𑀥/ 𑀯𑀼𑀠 / 𑀯𑀼𑀟𑁆𑀠 (وودْهَه: پیر، بالغ) و 𑀯𑀤𑁆𑀥 (وَدْهَه: پیشرفت کردن) و𑀯𑀺𑀤𑁆𑀥𑀺 (ویدْهی: افزایش) پراکریت ساوراسنی، 𑀯𑀼𑀟𑁆𑀠 (وودْهَه: پیر، بالغ) پراکریت مگدی، 𑀯𑀠𑀺/ 𐨬𐨝𐨁 (وَدّهی/ وَذْهی: رشد، بالندگی) و 𑀯𑀼𑀠 (وودْهَه: پیر، سالمند) و *𑀩𑀼𑀟𑁆𑀠 (بودْها: بودا، پیرمرد) و 𐨬𐨢𐨿𐨪 (وَدْهْرَه: بالیدن، رشد کردن) و 𐨬𐨢𐨿𐨪𐨁 (وَدْهْری: افزایش) پراکریت آشوکایی، 𑀯𑀟𑁆𑀠𑀇 (وَدّهَئي: بالیدن) و 𑀯𑀟𑁆𑀠𑀺 (وَدّهی: رشد، بالندگی) و 𑀯𑀼𑀟𑁆𑀠 (وودْهَه: پیر، بالغ) پراکریت مهاراستری، «وَدّهَه/ وودّهَه» (بالیدن) پالی، «والیدَن» (بالیدن) پهلوی، «وار» (شاد بودن) و «واریشْن» تورفانی و پارتی، «ویوار» (غم) پارتی،
از این بن در پارسی چنین واژگانی برخاستهاند: «بالیدن»، «بالنده»، «بالندگی»، «بالان»، و همچنین «گُوالیدن» (نمو کردن) در پارسی قدیم. چنان که در مدخل «بالش» گفتیم، «بالین» و کلمات نزدیک به آن هم با این واژگان خویشاوندند.
در سایر زبانهای زندهی ایرانی مشتقهای این ریشه به این صورتها دیده میشوند: «بالین» (رشد کردن) و «بالینْدِه» (رشید، رشد یافته) کردی، «بودو» (پیرمرد) و «وَدْ» (سود، منفعت) کشمیری، «بودَه» (پدربزرگ) و «بودی» (مادربزرگ) داردی گَوَر-باتی، «بودَه» (پیرمرد) و «بودی» (پیرزن) کوهستانی هندی، «بودَیْ» (پیرمرد) و «بورالِک» (پیرزن) پاشایی،
در زبانهای هندی از اینجا چنین واژگانی زاده شدهاند: वाढणे (وادْهَنِه: بالیدن، رشد کردن، خدمت کردن) مراثی کهن، वाढ (وادْهْ: بالندگی، رشد) وवाढदिवस (وادْهْدیوَس: روز تولد) و वाढ (وادْهْ: افزایش) مراثی، बढ़ना (بَرْهْنا: بالیدن) و बुड्ढा (بودْها: بودا، پیرمرد) و बुड्ढी (بودْهی: پیرزن) و बूढ़ा (بورْها: پیر، سالمند) و वृद्ध (وْرْدّهْ: مهتر، سالخورده) و बाढ़ (بارْهْ: رشد، سیل) و वृद्धि (وْرْدّهی: رشد، منفعت) هندی، ਵਧਣਾ (وَدْهْنا: بالیدن، رشد کردن، پیشرفت کردن) و ਬੁੱਢਾ (بودْها: سالمند، بالغ) و ਵੱਧ (وَدّهَه: اضافی، افزون) پنجابی، વધવું (وَدْهْوو: بالیدن) و વડું (وَدو: پیر) و વધ (وَدْهْ: افزایش) گجراتی، বাড়া (بَرَه: بالیدن) و বুড়ো / বুড়া(بورُو/ بورَه: سالمند، بالغ) و বাড় (بَر: رشد) بنگالی، «وَدْهَنو» (بالیدن) و «وَدْهی» (فراوانی) و बुढो (بودْهُو: پیر، شوهر) و उधणु (اودْهَنو: رشد کردن) سندی، বুঢ়া (بورْهَه: سالمند) آسامی، बूढ (بودْهْ: سالخورده، پیر) بجپوری و مایثیلی، ବୁଢା (بودْهَه: پیر، سالمند) اوریا، बुड्ड्या (بودّیا: پیر، سالمند) گروالی، बुड्ढो (بودْهُو: پیرمرد) و बुढो (بورْهُو: سالمند، شوهر) و बाढ़ (بارْهْ: بالندگی، افزایش) کوماونی، वाड (واد: افزایش) کنکانی، «پْهورُو» (پیرمرد) کولی، විදු (ویدو: پیرمرد) و ವೃದ್ಧ (وْرْدّهَه: مسن، بالغ) و ಬಡ್ಡಿ (بَدّی: افزایش) و ವೃದ್ಧಿ (وْرْدّهی: رشد، منفعت) کانادا، വൃദ്ധൻ (وْرْدّهَن: پیر، باتجربه) و വട്ടി (وَتّی: منفعت) مالایالام، වැඩ (وَیْذَه: منافع، افزایش) سینهالی، வட்டி (وَتّی: منفعت) و விருத்தி (ویروتّی: بالندگی، منفعت) تامیلی،
برخی از این واژگان به زبانهای دیگر نیز راه یافتهاند: बुढो (بودْهُو: بالغ، سالمند) نپالی، «بِریدَه» (سالمند، مجرب) مالایی و اندونزیایی، ꦮꦽꦢ/ ꦮꦽꦣ (وْرِدَه: پیر، ماهر) جاوهای،
این واژگان در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شدهاند:
فردوسی توسی: « به رشک اندر آهرمن بدسگال همی رای زد تا ببالید بال»
منوچهری دامغانی: « از سر شاسپرم تا نکنی لختی کم ندهد رونق و بالنده و بویا نشود»
بیدل دهلوی: « بلندی آنقدر بالیده است از خیمهی لیلی که نتواند کشیدن نالهی مجنون طنابش را»
و: « شش جهت جزکاهشو بالیدننیرنگ نیست اختراع این بس که ماه نو جبینِ لاغریست»
اقبال لاهوری: « جهان را فربهی از دیدن ما نهالش رسته از بالیدن ما»