«بَبَر» نام پارسی قدیم برای سگ آبی (جنس castor) است و خاستگاهش به زبان اوستایی باز میگردد. این واژه از ریشهی پیشاهندواروپایی «*bher» به معنای «درخشان، قهوهای روشن» گرفته شده است. این ریشه در زبانهای اروپایی زایاتر از زبانهای ایرانی بوده و این کلمات را به دست داده است: frunos (فْرونُوس: وزغ) یونانی، bjorr (بَبَر) و bjorn (خرس) و berserkr (پهلوان، یلِ جنگاور، در اصل یعنی: خرسجامه، ترکیب ber: خرس+ serkr: پیراهن) و brunn (قهوهای، درخشان) نُردیک کهن، bibar (بَبَر) ساکسونی کهن، bere (خرس) هلندی میانه، bever (بَبَر) و beer (خرس) و bruin (قهوهای) هلندی، bibar (بَبَر) و bero (خرس) و brun (قهوهای، درخشان) آلمانی کهن، biber (بَبَر) و braun (قهوهای) آلمانی، beofor/ befer (بَبَر) و bera (خرس) انگلیسی کهن، beaver (بَبَر) و bear (خرس) و berserk (جنگجویان شمالی؛ ۱۸۴۴م.) و brown (قهوهای) و brownie (نوعی جن بیآزار ساکن خانههای متروک؛ ۱۵۱۰م.، کیک شکلاتی؛ ۱۹۸۷م.) و brunet (سیهچرده، چشم و ابرو مشکی؛ ۱۸۹۰م.) و burnish (صیقل زدن؛ اوایل قرن چهاردهم) انگلیسی، befer (بَبَر) ولش، bobr (بَبَر) چک، bebrus (بَبَر) و beras (قهوهای) لیتوانیایی، bȩ̃rs (قهوهای) لاتویایی، brun (قهوهای) دانمارکی، burniss (صیقلی، درخشان) و burnir (صیقل زدن) و brunet (سیهچرده، چشم و ابرو مشکی) فرانسوی کهن، brun (درخشان) و brunet/brunette (سیهچرده، چشم و ابرو مشکی) فرانسوی، Bruno (درخشان، بور) ایتالیایی و اسپانیایی،
در زبانهای ایرانی این ریشه زیاد شاخهزایی نکرده و این واژهها را در زبانهای ایرانی کهن زاده است: irwab (بَوری: بَبَر) اوستایی، «بَبْرْهو» (قهوهای) و «بَبْهْروکَه» (نوعی راسو) سانسکریت، «بَبْرّک» (بیدستر) و «بَبَر» (سگ آبی) پهلوی، բորենի (بُورِنی: کفتار) ارمنی کهن،
در زبانهای ایرانی زنده دو کلمهی «بَبَر» در پارسی قدیم و «بور» در پارسی نو از اینجا برخاستهاند. همچنین این کلمات: «وَبْر» (گربهی دمبریده [نلدکه میگوید به این ریشه مربوط نیست]) عربی، бур (بور: زرد) اوسِتی، «بُر» (خاکستری) کردی، भूरा (بْهورا: بور، قهوهای) هندی،
بر مبنای این ریشه چندین نام هم شکل گرفته است. در زبانهای اروپایی «برونو»، «برنارد»، و «بیورن» را داریم و در پارسی «پوران/ بوران» (زن موبور) و «بوراب» ([در شاهنامه] مترادف سهراب، سرخرو) را:
«یکی نامور بود، بوراب نام پسندیده آهنگری شادکام»
در ضمن نام خوراکی «بُرانی/ بورانی» هم از «پوران» گرفته شده است. چون او همسر هارونالرشید عباسی بود و این خوراک را با ماست درست میکرد که به اسمش شهرت یافت. اسب قهوهای روشن را هم «بور» مینامیدهاند. چنان که در این بیتها در شاهنامه میبینیم:
«سیاوش همیدون به نخچیر، بور همیتاخت و افگند در دشت گور»
و «یکی بور ابرش به پیشاش به پای تو گفتی همی اندر آید ز جای»