ریشهی عربی «*بدو» به معنای «ظاهر شدن، نمایان بودن» خاستگاه مشخصی در زبانهای سامی ندارد و ریشهزاییاش در زبان زبان عربی هم محدود است. از این رو به احتمال زیاد بنی است که از زبانهای دیگر به عربی راه یافته است. این ریشه از این نظر به بن «*بدء/ بدع» (آغاز کردن) و «*بده» (واضح بودن، آشکارگی» شباهت دارد و حدس من آن است که همگی اینها از یک ناشناختهی بیگانه برخاسته و در عربی و پارسی وامگیری شده باشند. شمار مشتقها و رواج برخی از این بنها در پارسی بیش از عربی است و بنابراین بعید نیست زمینهای اصلی وامگیری پارسی بوده باشد و آنجا بر مبنای بابهای عربی این کلمات زاده شده باشند.
در پارسی از این ریشهها چنین واژگانی برخاستهاند: «بدوی»، «[در] بدو [امر]»، «مبادی»، «مبادی آداب»، «بادیه»، «ابداع»، «بدیع»، «ابتدا»، «مبدأ»، «مبتدی»، «مبتدا [و خبر]»، «مبدع»، «بدعت»، «بدعتگذار»، «بدیهی»، «بداهت»، «بداههسرایی»، «بدیههگویی»، «بدیعالزمان»، «بدیعالجمال»، «بدیعصفات»، «»
در سایر زبانهای زندهی ایرانی هم چنین واژگانی از این بنها برآمدهاند: «بادٍ» (نمایان، واضح) و «بادِیَه/ بَیْداء» (بیابان، صحرا) و «بَدْوْ» (بیابانگرد، خیمهنشین) و «یُبْدِع» (اختراع کردن، نوآوری) و «بَدِیْع» (نوآورانه، تازه) و «بِدْعَه» (بدعت، نوآوری) و «یَبْتَدی» (آغاز کردن) عربی، «ایبْتیدا» (ابتدا) اردو، ибтидо (ایبْتیدا: ابتدا) پارسی تاجیکی، «اِبْتِدا» پشتون،
در زبانهای هندی از این خانواده چنین لغاتی وامگیری شدهاند: इब्तिदा (ایبْتیدا: ابتدا) هندی، ইবতিদা (ایبْتیدا: ابتدا) بنگالی، ਇਬਤਦਾ (ایبْتَدا: ابتدا) پنجابی،
برخی از این واژگان در زبانهای دیگر نیز وامگیری شدهاند: «بِداهْ» (بدعت) مالایی، bidwi (بادیهنشین) مالتی، beduini (بادیهنشین) فنلاندی، bedouin (بادیهنشین) فرانسوی، Beduine (بادیهنشین) آلمانی، beduin (بادیهنشین) انگلیسی، beduino (بادیهنشین) ایتالیایی و اسپانیایی،
این واژگان در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شدهاند:
منوچهری دامغانی: « بهاری بس بدیعست این، گرش با ما بقابودی
ولیکن مندرس گردد به آبانها و آذرها»
عطار نیشابوری: «ابتدای کار سیمرغ ای عجب جلوهگر بگذشت بر چین نیم شب»
سعدی شیرازی: « مناسب لب لعلت حدیث بایستی جواب تلخ بدیع است از آن دهان ای دوست»
و: « گرت هزار بدیعالجمال پیش آید ببین و بگذر و خاطر به هیچ کس مسپار»
مولانای بلخی: «ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد شقایقها و ریحانها و لاله خوش عذار آمد»
پروین اعتصامی: « ما تمام از ابتدا بافندهایم حِرفت ما این بود تا زندهایم»