بذل


آخرین به روزرسانی:
بذل


         ریشه‌ی عربی «*بذل» در معنای «بخشیدن، عطا کردن» در سایر زبان‌های سامی وجود ندارد و در عربی هم شاخه‌زایی چندانی نکرده است. بیشترین شاخه‌زایی این بن را در پارسی می‌بینیم و به همین خاطر حدسم آن است که در این قلمرو از تحریف بن «*بدل» در معنای (دست به دست شدن، تبادل) ناشی شده باشد. از این ریشه در پارسی این واژگان را داریم، که برخی‌شان در عربی و سایر زبان‌های ایرانی رواجی محدود دارند: «بذل»، «مبذول»، «بذله‌گو»، «ابتذال»، «مبتذل»، 

          این ریشه در پارسی قدیمی است و در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شده است:

رودکی سمرقندی: «آنچه با گزافه یافتیش و بذل          تو به آسانی از گزافه مدیش»

عنصری بلخی: «یکی با تیغ و بارانش همه خون                  یکی با بذل و بارانش همه زر»

قطران تبریزی: «کار او رزم‌ست تا در ملک باشد یک عدو/     شغل او بذل‌ست تا در گنج باشد یک درم»

هاتف اصفهانی: «ساقی ماه‌روی مشکین‌موی             مطرب بذله‌گوی و خوش الحان»