برج


آخرین به روزرسانی:
برج

ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*bhergh» به معنای «بالا، فراز» واژگانی پرشمار زاده که در مدخل «بلند» شرحش آمده است. یکی از مشتق‌های دیرینه‌ی آن که در زبان‌های ایرانی تکامل یافته و بعدتر به زبان‌های اروپایی منتقل شده، «برج» است. برخی از از فرهنگ‌های ریشه‌شناسی خاستگاه این کلمه را پیشایونانی دانسته و گمان کرده‌اند که این واژه از یونانی به زبان‌های ایرانی وارد شده است، که آشکارا نادرست است. قدیمی‌ترین کاربرد این واژه در زبان یونانی در ایلیاد همر دیده می‌شود و به قرن هشتم و نهم پ.م باز می‌گردد، در حالی که از یک قرن پیشتر در زبان اورارتی و از هفتصد سال پیش‌تر در زبان هیتی نمودهای این کلمه در زبان‌های ایرانی و آریایی دیده می‌شود. کلمه‌ی Phrgamon (پِرْگامُون) که نام شهری در جنوب آناتولی بوده و نزدیک ازمیر امروز هم بسیار دیرآیندتر است و به دوران هخامنشی مربوط می‌شود و در همین دوران است که ناگهان جاینام‌های برآمده از این ریشه در بالکان و زبان یونانی و مقدونی باستان رواج پیدا می‌کنند.

در زبان‌های کهن ایرانی از این ریشه چنین واژگانی برخاسته‌اند: 𒈦𒀝𒋫𒊒 (پاراکْتارو: برج، قلعه) و 𒈦𒆠𒄿𒀀𒊍𒍣 (پَرْکیازی: فراز رفتن، بالا کشیده شدن) هیتی، anSrab (بَرَشْنَه: معتبر، والا) اوستایی، 𒁓𒂵𒈾 (بورْگانا: ستون، پی ساختمان) اورارتی، 𐎲𐎼𐏁𐎴𐎠 (بَرْشْنا: شهرت، اعتبار) پارسی باستان، बृंहति (بْرْمْهَتی: بالا بردن) و ब्रह्मन् (بْرَهْمَن: روحانی، در اصل یعنی: والا، بالامرتبه) سانسکریت، ܒܘܪܓܐ (بورْگا: برج) سریانی، բուրգն (بورْگْن: هرم) و բարձր (بَرْجْر: بلند) و բարձաւ (بَرْجَو: برج) و եբարձ () و բառնամ (بَرْنام: بلند کردن، ربودن، حمل کردن، نابود کردن) ارمنی کهن، բուրջ / պուրջ/ պուրճ (بورْج/ پورْژ/ پورْچ: برج) ارمنی میانه، «پارْکَتارهِ» (برخاستن، بلند شدن) و «پَرْک/ پَرْکَه» (جبه، ردا) تخاری الف و ب، 


          «پَرْکَه» (جبه، ردا) تخاری هم در اصل به قبایی بلند اشاره می‌کرده که پشتش کلاهی داشته و می‌شده آن را روی سر و صورت کشید و مشابهش را در تخت جمشید بر تن نمایندگان هراتی می‌بینیم. جالب آن که در تخت جمشید کسانی که از شهر پرگامون در آناتولی پیشکش می‌آورند هم لباس مشابهی بر تن دارند. از او حدسم آن است که نام شهر پرگامون بر خلاف حدس مشهور به معنای «جای بلند» نباشد (اصولا این شهر در دشتی کنار ساحل جای گرفته و کوهستانی نیست) و از همین جامه‌ی رایج میان مردمش گرفته شده باشد. این لباس یعنی «پرکه» انگار در میان اقوام آریایی مقیم شمال ایران زمین رواج زیادی داشته و کلمه‌اش با همین معنا تا به امروز در زبان‌های گوناگون به این شکل‌ها باقی مانده است: 派克 (پائی‌کِه) چینی، パーカ (پاکَه) ژاپنی، 파카 (پاکا) کره‌ای، parka هلندی و فرانسوی و انگلیسی و ایتالیایی و فنلاندی و لهستانی و اسپانیایی، parkas سوئدی، па́рка (پارْکَه) روسی، 

در پارسی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: бурҷ (بورْج: برج) پارسی تاجیکی، «بورْج/ بورْچ» (برج) ترکی، ბურჯი (بورْژی: برج) گرجی، «بیرْج/ بیرْچ» (برج) کردی، «بُرْج» اردو، բառնալ (بَرْنال: بلند کردن، نابود کردن، بار زدن) ارمنی، «بَرْگ» (تپه، کوه) لری،барз  (بَرْز: بلندا، کوه) آسی و چچنی، боарз (بوارْز: کوه، برج) اینگوشی،  

 

در پارسی از اینجا چنین واژگانی برخاسته‌اند: «برج»، «بروج»، «دایره‌البروج»، «برج‌سازی»، «برج‌نشینی»، «برجک»، «برج‌ به برج»

حدسم آن است که کلمه‌ی «بُرقَع» به معنای نقابی که زنان به چهره می‌زنند هم از همین ریشه آمده باشد و شکلی معرب شده از همان «پرکَه» تخاری باشد به معنای قبای کلاهدار. 

          در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی از این بن واژگانی از این دست زاده شده‌اند: «پَرْکَه» (شنل، قبا) ترکی، 

          در زبان‌های هندی «برج» وامگیری شده و به این شکل‌ها درآمده است: बुर्ज (بورْج) هندی، বুরুজ (بوروج) بنگالی، बुरज (بورْج) راجستانی، ਬੁਰਜ (بورَج) پنجابی، બુરજ (بورَج) گجراتی،

          برخی از این واژگان در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده‌اند: purgos (پورْگُس: برج دیده‌بانی، دژ) یونانی، borġ (برج) مالتی، «بوروج» (برج) مالایی،

          این واژگان در شعر و ادب پارسی بسیار تکرار شده‌اند:

فردوسی توسی: «جهان گشت چون روی زنگی سیاه         ز برج حمل تاج بنمود ماه»

کسائی مروزی: «ای برکشیده منظره و کاخ تا سهیل           برده به برج گاو سر برج و کنگره»

اسدی توسی: «چو شهری دو صد برج گردش به پای        سپه را به هر برج بر کرده جای»