برید


آخرین به روزرسانی:
برید


بازورث نوشته و حسن‌دوست با تایید نقل کرده که «برید» از ریشه‌ی اروپایی و بن پیشاسلتی «*uɸorēdos» (اسب) برخاسته و چنین واژگانی را در زبان‌های کهن اروپایی پدید آورده است: veredus (پیک، اسب تندرو) و paraveridus (اسب یدک، اسب پیغامبر) لاتین، palefroi (اسب خوش‌رکاب؛ قرن یازدهم) فرانسوی کهن، Pferd (اسب) و Pfarifrid (اسب پیک، اسب یدک) آلمانی کهن، و palefrei (رکاب اسب، اسبِ خوش‌رکاب و رام) انگلیسی کهن، reidid (راندن اسب) ایرلندی کهن، gorwydd (اسب) ولش میانه. palfrey (اسب ظریف و شیک زنانه؛ ۱۲۰۰م.) انگلیسی هم بازمانده‌ی این ریشه در زبان‌های جدید اروپایی است. بر اساس این نگرش veredus لاتین معرب شده و به «برید» دگردیسی یافته است. 

اما خاستگاه سلتی‌ای که برای این مفهوم نشان داده‌اند به دو دلیل پذیرفتنی نیست. نخست آن که پرورش اسب در قلمرو اروپا بسیار نسبت به ایران زمین دیرآیندتر است، و فنون سوارکاری به همراه مهاجمان سوارکار هندواروپایی که اغلبشان سکاهای آریایی و ایرانی‌تبار بوده‌اند، به اروپای غربی وارد شده است. بنابراین بعید است مسیر حرکت واژه‌ای مربوط به اسب از سلتی به زبان‌های ایرانی باشد. بن پیشاسلتی *uɸorēdos هم واژه‌ای مرکب و بنابراین دیرآیند است که از پیشوند uɸo- (زیر) به همراه ریشه‌ی *rēdos (ارابه، راندن) تشکیل شده که با «راندن» پارسی خویشاوند است. یعنی معنای اصلی این بن پیشاسلتی هم بیشتر «گردونه، ارابه» بوده و نه «اسب، پیک».

دوم آن که نهاد برید و این نقش اجتماعی اصولا ابداعی ایرانی است و در زمان هخامنشیان وجود داشته است، و این قرن‌ها پیش از نویسا شدن فرهنگ سلتی و ورود این مردم به عرصه‌ی تاریخ است. یعنی سلتی یا لاتینی پنداشتن ریشه‌ی «برید» از نوع توضیح دادن امری کهن با دلیلی جدید است و نادرست می‌نماید. 

         نظر رقیب را زیمرن داده که می‌گوید این کلمه از «بوریدو» (اسب تندرو) اکدی گرفته شده است. اما این واژه هم از سویی دیرآیند است و تازه در دوران مادها باب می‌شود و از سوی دیگر در اکدی ثبتی یکدست ندارد و به صورت «پِرِدو» و «پوریدو» هم نوشته می‌شده است. یعنی به احتمال زیاد در اکدی وام‌واژه‌ای از مادی یا پارسی بوده است. بر این مبنا نظر دکتر سرکاراتی که «برید» را از ریشه‌ی پرکاربرد و رایجِ «بردن» مشتق دانسته آشکارا بر رقیبان برتری دارد و درست است. «بوریدو» در اکدی وامگیری از همان است و باقی کلمات سلتی و لاتینی هم رونوشت‌های آن محسوب می‌شوند.

         «برید» در پارسی دیرینه بوده و در شعر و ادب پارسی از هزار سال پیش کاربرد داشته است: 

منوچهری دامغانی: «هدهدک پیک بریدست که در ابر تند        چون بریدانه مرقع به تن اندر فکند »

نظامی گنجوی: « بپرسید از بریدان جهانگرد             که در گیتی که دیدست اینچنین مرد »

                  و: « بریدی درآمد چو آزادگان           ز فرمانده‌ی آذرآبادگان »