ریشهی پیشاهندواروپایی «*stere» به معنای «پخش شدن، گستردن» مشتقهایی فراوان در زبانهای اروپایی دارد که برخیشان در پارسی وامگیری شده و در مدخل «صراط» بدان پرداختهام. این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*ستَر» تبدیل شده و در زبانهای باستانی ایرانی چنین واژگانی را زاده است: rats (ستَر: گستردن) و ratssu (اوس-ستَر: کشیدن بسط دادن) و ratsin (نی-ستَر: پهن کردن) و Siriats (ستَیریش: بستر) و amarats (ستَرَمَه: بستر) اوستایی، «*سْتَرْناتی» (گستردن) پارسی باستان، स्तृणाति (ستَرناتی: گستردن) و स्तरिमन् (سْتَریمان: بستر) و «اوپَه ستیر» (پتو) و «ستَرَه» (لایه، طبقه) و «آستَرَنَه» (بستر، حصیر، فرش) و «اوپَه ستَرَنَه» (بالین، پوشش، پتو) سانسکریت، «ایستَردَن» (گستردن) و «ویستَر» (بستر) و «آستَر» و «تارَه/ تارَک» (فرق سر) پهلوی، «ویشتیر» (گستردن) تورفانی، «پَستَرّ» (پاشیدن) و «بَستَرّ» (پوشاندن، پراکندن) و «ستَرّ» (گستردن) و «اَستارِه» (بستر) و «تْتارَه» (فرق سر) سکایی، «بستن» (حصیر، بساط) و «ستری» (افتادن بر زمین) و «اَستیر» (آستر) خوارزمی، «تار» (فرق سر) سغدی، aqrtsb (بستَرقا: بستر) آرامی
واژگان پارسی برآمده از این ریشه عبارتند از: «بستر»، «گستردن»، «گستره»، «گسترده»، «بسترسازی»، «آستر»، «آستردوزی»، «گسترش»، «دادگستری»، «جهانگستر»، «سخنگستر»، «تار/ تارک/ تَرَنگ» (فرق سر)
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی زاده شدهاند: «ستَیرین» (گستردن) و «اَستَیر» (آستر) آسی، «برَیستَن» (بستر) پشتون، «ایستِر» (سایه بان) وخی، «آستار» (آستر) و «تُر/ تُرْک» (فرق سر) یغنابی، «اَستَر» (آستر) و «پَستَر» (بستر) ارمنی، «بیسْتِر» (بستر) ترکی، «پَسترک» (بستر) بلوچی، «ستِر» (بستر) کردی، густардан (گوسْتَرْدَن: گستردن) پارسی تاجیکی، стӕрун / ӕстӕрун (سْتَیْرون/ اَیْسْتَیْرون: گستردن) آسی، «تُور» (فرق سر) شغنی. बिस्तर (بیسْتَر: بستر) و अस्तर (آسْتَر) هندی هم از همینجا آمده است.
این واژگان در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شدهاند:
خاقانی شروانی: «چون زمان عهد سنایی درنوشت آسمان چون من سخنگستر بزاد»
مولانای بلخی: « خوان کرم گستردهای مهمان خویشم بردهای
گوشم چرا مالی اگر من گوشهی نان بشکنم »
منسوب به حافظ شیرازی: « امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت»
کلیم کاشانی: « بر روی آب خصلت سجاده گستری اول نداشت موج ز مژگان من گرفت»