بهی


آخرین به روزرسانی:
بهی


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*uet/ *vet» به معنای «سال» اغلب برای اشاره به رمه‌ی کم سن و سال به کار گرفته می‌شود. این ریشه در زبان‌های اروپایی این کلمات را به دست داده است: etalon (بره) و etos (اِتُوس: سال) یونانی، vitulus (بره‌ی یک‌ساله) و vettus (کهنه، پیر) و veteranus (کهنه سرباز) و vetus (سالخورده) لاتین، veðr (قوچ، گوسفند اخته) نُردیک کهن، wethar (قوچ، گوسفند اخته) ساکسونی کهن، wiþrus (بره) گُتی، feis (خوک جوان) ایرلندی میانه، vitsch (گوساله) آلبانیایی، veel (گوساله) و velin (نمد؛ قرن سیزدهم) فرانسوی کهن، veau (گوساله) و vétéran (کهنه سرباز) و vieux (کارمند باسابقه) فرانسوی نو، weðer (بره) انگلیسی کهن، wether (قوچ، گوسفند نر اخته) و veal (گوشت گوساله) و bellwether (گوسفند پیشتاز، گوسفندی که زنگوله به گردن دارد؛ میانه‌ی قرن چهاردهم) و vellum (نمد؛ اوایل قرن پانزدهم) و veteran (کهنه سرباز؛ ۱۵۰۰م.) و Giles (ساده‌لوح، دهاتی) انگلیسی، widar (بره) آلمانی کهن، widder (بره) آلمانی، vetuchu (پیر) اسلاوی کهن کلیسایی، vetušas (پیر، سالمند) لیتوانیایی کهن، vasa (گوساله) فنلاندی، veccio (کارمند باسابقه) ایتالیایی، viejo (کارمند باسابقه) اسپانیایی، 

         این ریشه در زبان‌های ایرانی به «*وَس/ *وَسیک» تبدیل شده و از آن این واژه‌های باستانی برخاسته‌اند: «ویتیش» (سال) هیتی، «وَتْسَه» (گوساله، توله) و «وَتْسَه/ وَتْسَرَه» (سال) سانسکریت، «وَهیگ» (بزغاله، ‌برج جدی) پهلوی، «وتشنی‌ی» (کهنه، پیر) سغدی، «بَسَکَه» (گوساله) سکایی، «وسیک» (گوساله) ‌خوارزمی، 

         در زبان‌های ایرانی نو هم این مشتق‌ها را از آن سراغ داریم: «بَهی» (بزغاله) پارسی قدیم، «گیسَه» (گوساله) بلوچی، «وَسَه» (گوساله) یغنابی، «ووشْک» (گوساله) وخی، «غوسی» (گوساله) اورموری، «غَسُو» (گوساله) پراچی، «وَیْس» (گوساله) و «کَیْوْدَيْس» (طویله) آسی. 

این واژه در شعر و ادب پارسی به کار گرفته نشده است.