ریشهی هندواروپایی «*bhu» نامآوایی است که بانگ جانوران و به ویژه پرندگان و جغدها را نشان میداده و به نام این پرندگان نیز تعمیم یافته است. نمونههایی برخاسته از آن در زبانهای اروپایی به شکلی جسته و گریخته باقی ماندهاند: boas (بُوآس: جغد) یونانی، bubo/ gufo (جغد) لاتین، buh (بوم) بلغاری، bublys (بوم) لیتوانیایی
در زبانهای آریایی این ریشه به صورت «*بو» باقی مانده و در زبانهای کهن ایرانی به این واژگان ختم شده است: nIhacUb (بوچَهین: غرنده) و itxUb (بوخْتی: غرش) اوستایی، «بوکَّتی» (عوعو کردن) سانسکریت، 𒁍𒌝𒄷 (پوم/ بوم: جغد) اکدی، «*بوم» (جغد) پارسی باستان، ܒܐܘܐ (باوا: جغد) سریانی، «بوگ/ بوف» (جغد) پهلوی، «*بْوا» (بانگ) و «بْیوتَه» (جغد) سکایی، բու (بو: جغد) ارمنی کهن،
این بن در پارسی «بوم» و «بوف» و «بُهْ» (بانگ جغد) و «کوف» (جغد) را پدید آورده است. نمونههای دیگر برخاسته از این ریشه عبارتند از: «اوگْتَی» (جغد) آسی، «بیف» (جغد) پراچی، «بومْب» (جغد) یغنابی، «بوم/ گوغ» (جغد) بلوچی، «بو/ بوئِچ» (جغد) ارمنی،
مشتقهای این ریشه در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شدهاند. عطار در «خسرو نامه» میگوید:
«چو بوفات جز خرابی منزلی نیست گرت از مهر کوفی حاصلی نیست»
و همو در «منطقالطیر» یکی از بهانهآورندگان برای جستجو نکردن سیمرغ را کوف دانسته است:
«کوف آمد پیش چو دیوانهای گفت من بگزیدهام ویرانهای»
و مولانا میگوید: «ویرانه به بومان بگذاریم چو بازان ما بوم نهایم ارچه در این بوم رسیدیم»
نظامی: «رها کاین حمال محروم نسازد با خرد چون زاغ با بوم»
نام رمان مشهور صادق هدایت یعنی «بوف کور» هم از همین واژه گرفته شده است.