ریشهی پیشاهندواروپایی «*uedh/ *wadh» به معنای «ازدواج کردن، تعهد کردن، عروسی، بردن» در زبانهای اروپایی مشتقهایی به نسبت کمشمار به دست داده است. در زبانهای اروپایی کهن: vas (امنیت، تضمین کردن) لاتین، weddia (قول دادن) فریزی کهن، gawadjan (نامزد کردن) گُتی، veðja (قول دادن، شرط بستن) نُردیک کهن، engagier (عهد بستن، ضامن شدن؛ قرن دوازدهم) و gage (امنیت، تضمین، دستمزد؛ قرن یازدهم) فرانسوی کهن، weddian (تعهد کردن، ازدواج کردن) و weddung (عروسی، ازدواج) و wedlac (خطبهی عقد، اعلام وصلت) انگلیسی کهن.
و در زبانهای اروپایی نو: vosuoti (عهدی را برآورده کردن) لیتوانیایی، wette (شرط، قمار) و engagiren (تضمین کردن، درگیر شدن) آلمانی، engageren (تضمین کردن، درگیر شدن) هلندی، engagere (تضمین کردن، درگیر شدن) دانمارکی، wedding (عروسی) و wed (عروسی کردن) و engage (تضمین کردن؛ اوایل قرن پانزدهم، نامزد کردن؛ ۱۶۱۰م.، [در ماشین] چفت و بست شدن؛ ۱۸۸۴م.) و engagement (قول و قرار، تعهد رسمی دادن؛ ۱۶۲۰م.، نامزدی؛ ۱۷۴۲م.) و gage (ضمان، وثیقه؛ ۱۳۰۰م.) و newlywed (نوعروس، نوداماد؛ ۱۹۰۷م.) و unwed (عزب، ازدواج نکرده؛ ۱۵۱۰م.) و welock (خطبهی عقد؛ قرن سیزدهم) و wage (دستمزد، غنیمت جنگی؛ ۱۳۰۰م.) انگلیسی،
در فرهنگهای ریشهشناسی اغلب ریشهی اغلب این واژگان را نامعلوم دانستهاند. اما بن پیشاهندواروپایی «*uedh/ *wadh» که برایشان پیشنهاد شده درست است و در زبانهای آریایی هم به صورت ریشهی «*وَد» وجود دارد. این ریشه در زبانهای کهن ایرانی گسترش چشمگیر داشته و این واژگان را از آن سراغ داریم: UDaW (وَذو: همسر، زن) و airDaW (وَذْریَه: دختر دم بخت) و uiriaDaW (وَذَیْریو: شتر گشنخواه) و aqadaW (وَدَثَه: ازدواج) و aqadaWdEaX (خْوَئِد-وَدَثَه: خویدوده، ازدواج با خویشاوندان) و daW (وَد: بردن، هدایت کردن) و saWopu (اوپَهوَد: شوهر دادن) و daWsu (اوسوَد: زن بلند کردن، شهوترانی) اوستایی، «وَدْهو» (زن جوان) و «وَدْهوتی» (همسر، زن) و «وَدْهویو» (زنباره) و «پوتْرَهوَدْهَه» (عروس) و «وَدْهو-وَرَه» (داماد) سانسکریت، «وَیودَگان» (جشن عروسی) و «خویدودَه» (ازدواج با خویشاوندان) پهلوی، «وَیُوگ» (عروس) تورفانی، «وذو» (همسر) سغدی، «بایْ» (هدایت کردن، بردن) سکایی، «ویذ» (همسر) خوارزمی، «اوآلاگُو» (راهنما، پیشوا) بلخی،
در زبانهای ایرانی زنده هم این مشتقها از این ریشه گرفته شدهاند: «بیوَگ» (عروس) و «بیوَگانی» (عروسی کردن) در پارسی قدیم، «بوک» (جشن عروسی) کردی، «بَهیگ» (جشن عروسی) لری، «راوَل» (بردن، هدایت کردن) پشتون، «ووب» (همسر) و «وَلْغ» (جشن عروسی) یدغه.
مشتقهای این ریشه در شعر و ادب پارسی گهگاه به کار گرفته شده است:
نظامی: «مکن بیوهای چند را گرم داغ شب بیوگان را مکن بیچراغ»
عنصری: «هم بر آیین و رسم یونانی ساخت آنگه یکی بیوگانی»