تباشیر


آخرین به روزرسانی:
تباشیر


«تباشیر» نام مغز خیزرانی هندی است که نوعی دارو از آن می‌گرفته‌اند. در سانسکریت به صورت तवक्षीर (تَوَکْسیرَه) وجود داشته و مرکب است از «تَوَه» (خیزران) و «کْسیرَه» (شیره). این واژه در سایر زبان‌های ایرانی به این صورت‌ها دیده می‌شود: iySkbt (طبکشیر) سریانی، तबाशीर (تَباشیر) هندی، «تَباشیر» اردو، «طَبْشورَه/ طَباشیر» عربی، «داباشیر» ارمنی

         خود کلمه‌ی «تال» در معنی «خیزران، نخل هندی» نیز در پارسی باقی مانده و در سایر زبان‌های ایرانی به این صورتها دیده می‌شود: «تالَه» سانسکریت و پالی، «تال» هندی، «تار/ تال» عربی، 

         این واژه در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده است: tempesiri (تِمْپِسیری) یونانی، tabasheer انگلیسی، tibisir رومانیایی، 

این واژه در پارسی امروزین منسوخ شده، ولی در شعر و ادب کلاسیک بارها به کار گرفته شده و گاه به خاطر رنگش استعاره‌ای برای رنگ سپید بوده است:

امیرمعزی نیشابوری: «حقا که چنین است ز گرمی جگر من              کاو را نه تباشیر کند سود و نه ریوند»

خاقانی شروانی: «با درد دل دوا ز طبیب امل مجوی                      کاندر علاج هست تباشیرش استخوان»

نظامی گنجوی: «تنی چون شیر با شکر سرشته                   تباشیرش به جای شیر هشته»

عطار نیشابوری: «چو صبح از خنده آرد در تباشیر (بشارت‌ها) مزاج استخوان گیرد طباشیر (دارو)»