ریشهی پیشاهندواروپایی «*tres» به معنای «لرزیدن» در زبانهای کهن اروپایی این واژگان را پدید آورده است: treien (تْرِیِن: ترسیدن، [از ترس] گریختن) و trelos (تْرِلُس: دیوانه) و tremw ([از ترس] میلرزم) و atrestos (آتْرِسْتُس: جسور، بیپروا) یونانی، 𐌕𐌖𐌔𐌄𐌕𐌖 (توسِتو: ترسیدن) و 𐌕𐌖𐌔𐌄𐌕𐌖𐌕𐌖 (توسِتوتو: ترسان) و 𐌕𐌖𐌔𐌄 (توسِه: ترس) اومبری، terror (ترس) و terribilis (ترسناک، مهیب) و tremere (لرزیدن) و terrere (ترساندن، ترسیدن) و terificus (ترسناک) و torsa (نام ایزدبانوی نفرین و دعای بد) لاتین، terreur (ترس) و tremor (لرزش) و trembler (لرزیدن) و tremblor (زمینلرزه) فرانسوی کهن، terreur (ترس) انگلیسی میانه، tarrach (ترس) ایرلندی کهن، трѧсти (تْرِسْتی: لرزیدن) اسلاوی کهن کلیسایی،
در زبانهای اروپایی نو از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند: трясти (تْریاسْتی: لرزیدن) و тряхну́ть (تْریاخْنوتْیْ: لرزیدن، پا به پا شدن) و тря́ска (تْریاسْکا: لرزان) روسی، трести () صربی-کروآتی، trišu (لرزش، خوف) و trišeti (ترسیدن) لیتوانیایی، triset (لرزیدن) لاتویایی، و terror (ترس، ترور) و terrify (ترسیدن) و terrifying (ترسناک) و tremble (لرزیدن) و terrific (وحشتناک) و terrible (افتضاح، وخیم) و tremor (لرزش) و tremblor (زمینلرزه) انگلیسی،
در این میان «ترور» به پارسی نو راه یافتهاند.
این بن در خانوادهی زبانهای آریایی به ریشهی «*ترس» بدل شده و در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را زاده است: harq (ثْرَهْ: ترسیدن) و harqiwa (اَویثْرَه: رماندن) و harqArf (فْراثْرَهْ: وحشت کردن) و harqitiap (پَيْتیثْرَهْ: بسیار ترساندن، به شدت رماندن) و eteyahMvArt (تْرانْگْهَیِتِه: از ترس لرزیدن) و itiasvrvrt (تْرِرِسَیْتی: لرزیدن) و itSrat (تَرْشْتی: ترس) اوستایی، 𐎫𐎼𐎿𐎫𐎡𐎹 (تَرْسَتی: ترسیدن) و «تْسَهْمَن» (سهمناک، ترسمناک) پارسی باستان، त्रसति (تْرَسَتی: ترسیدن، لرزیدن) و त्रासयति (تْراسَیَتی: ترساندن) و त्रास (تْراسَه: ترس) و (اوتتْراسَه: وحشت کردن) سانسکریت، «تاسَه» (ترس) پالی، 𑀢𑀲𑀇 (تَسَیْ: ترسیدن) پراکریت مهاراستری، «تَرْس» و «تَرْساگی» (مسیحی، ترسایی) و «رَمَگ» (رمه) و «رَم» (گریز، فرار از ترس) و «سَهْم» (ترس) پهلوی، «تَرْس» و «تیرْس» (ترسیدن) و «اَهْراس» (هراس) و «تیشْتِن» (ترسناک) و «تیشْتیفْت» (هراسناکی) و «تیشْتْزَد» (هراسیده) و «هْرَم» (ترس، رمیدگی) پارتی، «تَرْس» و «تَرْساگی» (ترسناک) و «تیرْس» (ترسیدن) و «سَهْم» (ترس) و «سَهْمِن» (سهمگین) و «سَهْمِداگ» (سهمناک) تورفانی، higAsrt (تَرْساگیهْ: مسیحیت، ترسایی) سریانی، «تَرْساک» (مسیحی، ترسا) و «تَرْس» و «اَتْشْتیهْ» (هراس) سغدی، «نچ» (ترسیدن) و «انچتک» (ترس) و «نَچَتْس» (ترسو) و «اَنْچَتْسیاک» (خوفناک) و «تَرْساک» (مسیحی، ترسا) خوارزمی، երամակ (اِرَمَک: رمه) و երամ / րամ (اِرَم/ رَم: گله، رمه) و ազատերամ (آزاتِرَم: رمهی رها، جانور وحشی) و երամաբար (اِرَمابار: رمهدار) و երամովին (اِرَمُوین: عنان به عنان، همراه با فوج) و րամեմ (رَمِم: دور هم جمع شدن، گروه شدن) و երամակապան (اِرَماکَپان: رهبر گله، رئیس قبیله) ارمنی کهن، რემაკი (رِمَکی: رمه) و რემა (رِمَه: چارپا) گرجی کهن،
در پارسی از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: «ترس»، «ترسیدن»، «ترساندن»، «نترس»، «خداترس»، «مترسک» (در اصل: بترسک)، «ترسناک»، «ترسا»، «ترسان»، «هراسان»، «ترسو»، «هراس»، «هراسانگیز»، «هراسناک»، «سهم» (خوف)، «سهمگین»، «سهمناک»، «سهِستَن» (ترسیدن)، «رم [کردن]»، «رمیدن»، «رمیدگی»، «رمنده»، «رَمان» (گریزان)، «رمه»، «رمهدار»، «رمهپرور»،
حدس میزنم «انچوچک» هم از همین ریشه برخاسته باشد و خاستگاهی خوارزمی داشته باشد. این نام پرندهای کوچک و گریزپاست و نامش احتمالا در زبان خوارزمی «ترسو و هراسان» معنی میداده است.
در سایر زبانهای زندهی این چنین واژگانی به این تبار تعلق دارند: «تِرْسیسْتَن» (ترسیدن) بختیاری، «تْروسّیتَه» (ترسیدن) و «تْراس» (هراس) و «تْرَسْدَیُوک» (مترسک) و «تروسّ» (ترس) بلوچی، «تیرْس» (ترس) و «تیرْسان/ تیرْسِن» (ترسیدن) و «سام» (ترس) و «سیِوْ/ سیِم» (هراس، سهم) کردی، «سام» (هراس) گورانی، «ویتْرین» (ترسیدن، رم کردن) وخی، «تِخْت» (ترسیدن) و «تَشْت» (گریختن) و «رَم» (ترس، گریز) پشتون، «تَرْسانَه» (زرادخانه) عربی، ««تَیْرْسین» (ترسیدن) و «تَس/ تَیْرْسْت» (ترس) و «اَیْدَیْرْسگَیْ» (جسورانه) و «تَیْرْسَگ» (ترسا، مسیحی) آسی، «سَهِسْتَن» (ترسیدن) و «سَم» (ترس، سهم) سمنانی و آشتیانی، երամ (اِرَم: گروه، فوج) و երամովին (اِرَمُوین: عنان به عنان، همراه با فوج) و երամակ (اِرَمَک: گله، رمه) و սահմ (سَهْم: ترس) ارمنی، «رَمَه» (چارپا، رمه) و «سَهْم» (ترس) اردو،
در زبانهای هندی از این ریشه چنین واژگانی برخاستهاند: त्रास (تْراسَه: ترسیدن) گجراتی کهن، सहम (سَهَم: ترس) و सहमनाक (سَهَمْناک: سهمناک) و सहमाना (سَهْمانا: ترساندن) هندی، ਤ੍ਰਹਿ (تْرَهی: ترسیدن) پنجابی، ತ್ರಾಸ (تْراسَه: ترسیدن) کانادا، त्रास(تْراس: ترسیدن) کُنکانی،त्रास (تْراس: ترسیدن) مراثی، «تْرَش/ تْرَس» (ترسیدن) کولی،
برخی از این واژگان به زبانهای دیگر نیز راه یافتهاند: darsena (زرادخانه) ایتالیایی، arsenal (زرادخانه) اسپانیایی و انگلیسی،
مشتقهای این ریشه در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده است:
رودکی سمرقندی: «مکی به کعبه فخر کند، مصریان به نیل/ ترسا به اسقف وعلوی به افتخار جد»
فردوسی توسی: «سرای سپنجی بدینسان بود خرد یافته زاو هراسان بود»
و: «به زنهار شد لشکر ما همه هراسان شد از بیشبانی رمه»
اسدی توسی: «کسی کش نه ترس از نکوهش نه غم کند هر چه رای آیدش بیش و کم»
و: «دُژآگه ددی سهمگین منکر است به زور و دل از هر ددان برتر است»
سنایی غزنوی: « چون نترسی تو از اجل خُردی آن ز غفلت شمر نه از مردی»