ترفند


آخرین به روزرسانی:
ترفند


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*terp/ *trep» به معنای «سیر شدن، راضی شدن، اشباع» در دو محور تعمیم معنایی یافته و از سویی «نیاز داشتن، اضطرار، ربودن» و از سوی دیگر «لرزیدن، شتافتن» را نمایندگی کرده است. این ریشه در زبان‌های اروپایی کهن این مشتق‌ها را به دست داده است: teryis (تِرْپْسیس: شادمانی، رضایت خاطر) و teryibrotos (تِرپْسیبْرُوتُس: بهجت خاطر، رضایت قلبی) و teryh (تِرْپْسِه: لذت، شادی) یونانی، nauðþurft (ضرورت، احتیاج) و þǫrf (نیاز) و þarfr (سودمند) نُردیک کهن، durft (جرأت، جسارت) و durven (جرأت داشتن، جسارت ورزیدن) و darba (نیاز) و notthurft (ضرورت، قضای حاجت) آلمانی کهن، þearf (نیاز، کمبود) و firenþearf (فلاکت، مصیبت) و tredan (بالا پایین پریدن) انگلیسی کهن، thurft (نیاز) و nodthurft (ضرورت، احتیاج) و therva (نیاز، تنگنا) ساکسونی کهن، nedthreft (ضرورت، احتیاج) فریزی کهن، 𐌸𐌰𐌿𐍂𐍆𐍄𐍃 (ثاورْفْتْس: نیاز) و 𐌸𐌰𐌿𐍂𐌱𐌰𐌽 (ثاورْبان: نیاز داشتن، مجبور بودن) و 𐌸𐌰𐍂𐌱𐌰 (ثَرْبا: نیاز، احتیاج) و 𐌽𐌰𐌿𐌳𐌹𐌸𐌰𐌿𐍂𐍆𐍄𐍃 (ناودی‌ثاورْفْتْس: ضرورت، احتیاج) گتی، þorft (کمبود، نیاز) سوئدی کهن، durran (جرأت داشتن، جسارت ورزیدن) و thurvan (نیاز داشتن) هلندی کهن، durven (نیاز داشتن) و durren (جرأت داشتن، جسارت ورزیدن) و trappe (پله) هلندی میانه، þörf (نیاز) ایسلندی کهن، ⱅⱃⱑⰱⰰ/ трѣба(تْرِبا: نیاز، ضرورت) و трьпѣти (تْریپِتی: رنج بردن، به زحمت افتادن) و страстотрьпьць (سْتراسْتُوتْریپیتْسی: زاهد، تارک دنیا، شهید) اسلاوی کهن کلیسایی، тьрпѣти(تیرْپِتی: رنج کشیدن) و тереба (تِرِبا: نیاز داشتن) اسلاوی کهن شرقی، trpěti (رنج کشیدن) چک کهن، cirpiec/ cirzpiec (رنج کشیدن، تحمل کردن) لهستانی کهن،

         در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: Durft (نیاز) و Nodruft (ضرورت، احتیاج) و Treppe (پله) آلمانی، nooddruft (ضرورت، احتیاج) هلندی، turft (نیاز) نروژی، nödtorft (ضرورت، نیاز) سوئدی، тря́бва (تْریابْوا: نیاز) وтре́ба(تْرِبا: نیاز داشتن، ضرورت داشتن) و търпя (تارْپیا: تحمل کردن، رنج کشیدن) و търпи́м (تارْپیم: تحمل‌کردنی) و тръ́пна (تْراپْنَه: لرزیدن) و трепе́ря (تْرِپِریا: تکان خوردن، لرزیدن) و търпели́вост (تارْپِلیوُسْت: شکیبا، بردبار) بلغاری، тр́пети/ тр́пјети (تْرْپِتی/ تْرْپیِتی: رنج کشیدن) و тре́ба/ тријѐба (تْرِبا/ تْری‌يِبا: نیاز) صربی-کروآتی، терпі́ти (تِرْپیتی: رنج کشیدن) وтре́ба(تْرِبا: نیاز داشتن، ضرورت داشتن) اوکراینی، трпи (تْرْپی: رنج کشیدن) و треба (تْرِبا: نیاز) مقدونی، терпе́ть (تِرْپِتْیْ: رنج کشیدن) و тре́ба (تْرِبا: نیاز داشتن) روسی، цярпе́ць (تْسارْپیِتْس: رنج، زحمت) بلاروسی، trpět (رنج کشیدن) چک، cierpiec (رنج کشیدن، تحمل کردن) لهستانی، trpiet (رنج کشیدن) اسلواکی، trap (دام، تله؛ ۱۴۰۰م.) و trip (پاورچین رفتن، رقصیدن، جهیدن) و tread (پله) انگلیسی، 

         در خانواده‌ی زبان‌های آریایی این بن به ریشه‌ی «*تَرْپ» تبدیل شده و معنای «ربودن» را به خود گرفته است. از اینجا در زبان‌های کهن ایرانی چنین واژگانی برخاسته‌اند: aDvfart (تْرَفَذَه: کافی) و pvrat (تَرَپ: دزدیدن) اوستایی، तृप्यति (تْرْپْیَتی: راضی شدن) و तृप्ति (تْرْپْتی: رضایت،‌ خوشنودی) و (تْرْپو: دزد) و तृप्त (تْرْپَه: راضی، خوشنود) و «پَسوتْرْپ» (گله‌دزد) سانسکریت، «تیتّی» (رضایت) و «تَپَّتی» (راضی شدن) و «تیتَّه» (راضی، خوشنود) پالی، 𑀢𑀺𑀢𑁆𑀢𑀺(تیتّی: رضایت) پراکریت، «تْروفْتَگ» (ربوده شده، مسروقه) و «پَنْج تْروفْتَگ» ‌(پنج روز پایان سال، خمسه مسترقه) و «تْریفْت» (دزدیدن) پهلوی، «اَستْرَب» (دزدیدن) پارتی، «تْسَف» (دزدیدن) سغدی، 

         در زبان‌های زنده‌ی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی را می‌شناسیم: «ترفند» و «تَرب» (مکر و حیله، عجله) و «تفاله» پارسی، «تُلف» (پسمانده‌ی انگور در چرخشت یا خوردنی در ظرف) و «چُربَک» (دروغ راست‌نما، دسیسه) پارسی قدیم، «تَرْپین» (تلوتلو خوردن، لغزیدن) کردی، «تْرَپَل» (دویدن) و «تْرَپ» (جهش، پرش) پشتون، «تَرَپَک» (جهش، پرش) پارسی افغانی، terpi (مرض سل) آلبانیایی، 

در میان این واژگان «ترفند» خاستگاهی مشکوک دارد. بخش دوم آن را می‌توان همان «پند/ فن» دانست به معنای مهارت، و یا با «بند» در معنای «گول زدن، چشم‌بندی» در ارتباط باشد. ممکن هم هست که به صورت «ترف + -ند» تجزیه‌اش کنیم که در این حالت به این بن مربوط می‌شود. کلمه‌ی مبهم دیگری که شاید به اینجا مربوط باشد، «تفاله» است که می‌تواند شکلی تحریف شده از «تُلف» پارسی قدیم باشد به معنای پسمانده‌ی غذا. هرچند احتمال دیگر آن است که این کلمه از «تف» مشتق شده باشد و خاستگاهش نام‌آوا باشد. به هر صورت بخش دوم آن (-آله) تحریفی از پسوند «-اوله/ اول» به معنای «کوچک» است.

         این ریشه در زبان‌های هندی چنین کلماتی را پدید آورده است: तृप्ति (تْرْپْتی: رضایت، خوشنودی) و तृप्त (تْرْپْت: راضی) هندی، तृप्ती(تْروپْتی: رضایت) مراثی، తృప్తి(تْرْپْتی: رضایت، خوشنودی) تلوگو، ತೃಪ್ತಿ(تْرْپْتی: رضایت، خوشنودی) و ತೃಪ್ತ (تْرْپْتَه: راضی، خوشنود) کانادا، திருப்தி (تیروپْتی: رضایت، شادمانی) تامیلی، 

         در شعر و ادب پارسی این کلمات با بسامدی کم به کار گرفته شده‌اند:

رودکی سمرقندی: «اندر آمد مرد با زن چرب چرب              گنده پیر از خانه بیرون شد به ترب»

کسائی مروزی: «ای آنکه جز از شعر و غزل هیچ نخوانی      هرگز نکنی سیر دل از تنبل و ترفند»

ناصرخسرو قبادیانی: «مکروترفندت کنون از حد گذشت شرم دار اکنون از این ترفند چند»

و: «ور حدیث غار گویی نیست این افضل و نه فخر     حجت آور پیش من چربک میار ای ناصبی»

اسدی توسی: «بسی چاره‌ها جست و ترفند کرد           سرانجام پنهان یکی بند کرد»