تنکه


آخرین به روزرسانی:
تنکه


         «تُنُکه» در پارسی اسم شلوار کوتاه پهلوانان است که موقع ورزش در زورخانه به پا می‌کنند و در گویش اصفهانی شلوارک و زیرپوش زنانه را هم می‌گویند. این واژه احتمالا خاستگاهی سامی دارد و قدیمی‌ترین ثبت‌هایش را در زبان آرامی می‌بینیم. با این حال برخی برای آن خاستگاه اتروسکی در نظر گرفته‌اند. هرچند ثبتی از آن در این زبان در دست نیست.

شکل اصلی این واژه احتمالا ntk (کتن) فنیقی و anwtk (کیتَونَه) آرامی بوده به معنای «روپوش، ردا» که در عبری هم به صورت כותנת (کوتُنِت: ردا) باقی مانده است. این کلمه در قالب citwn (خیتون: پیراهن بی‌آستین) در یونانی وامگیری شده، و انگار خیلی زود واژگونگی واج‌هایی در این واژه رخ داده و tunica (پیراهن کوتاه بی آستین) لاتین و «تنکه» پارسی را به دست داده است. واژگان یونانی و لاتین در زبان‌های اروپایی دیگر وامگیری شده‌اند و این نمونه‌ها را به دست داده‌اند: tunique (روپوش، ردا) فرانسوی کهن، tunece (روپوش) انگلیسی کهن، tunihha (روپوش) آلمانی کهن، chitine (اسکلت خارجی حشرات؛ ۱۹۳۶م.) فرانسوی، tunicate (پوشیده، رداپوش؛ ۱۷۶۰م.) و tunic (روپوش؛ اواخر قرن پانزدهم) انگلیسی، tunica (روپوش) ایتالیایی، tonica (ردا، روپوش) اسپانیایی، 

واژه‌ی مشهورتر برخاسته از این بن «کتان» است. این ریشه در زبان‌های کهن ایرانی چند مشتق داده که عبارتند از: QT(قط: کتان) اوگاریتی، כִיתָנָא‎ / כִיתָאנָא‎ (کیتّانا: کتان) آرامی، ܟܘܬܝܢܐ/ ܟܶܬܳܢܳܐ (کوتّینا/ کِتّانا: کتان) و ܟܝܬܘܢܐ (کیتّونا: پیراهن) سریانی، 

در زبان‌های زنده‌ی ایرانی مشهورترین مشتق آن «کتان» پارسی است و مشتق‌هایی مثل «کتان‌پوش» و «کتونی» (نوعی کفش سبک) و «قیطون» (نخ کتانی) و «قیطونی» (باریک، نواری) ‌از آن برخاسته است. در سایر زبان‌های ایرانی هم این نمونه‌ها از آن را داریم: քթան/ քաթան (کْئَتان/ کاتان: کتان) ارمنی، «کیتونَه» (ردای کشیشان یونانی) و «قطن» (کتان) عربی، «کِتِن» ترکی و تاتاری، 

«کتان» از ایران زمین به سرزمین‌های دیگر صادر شده و نامش در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده است: ⲕⲟⲩⲧⲱⲛ (کُتون) و ⲕⲟⲛⲧⲓⲟⲛ (کُنْتیُون) قبطی، ቍጥን (کْوِتَن) حبشی گئز، coton فرانسوی کهن، catoen هلندی میانه، cotoun انگلیسی میانه، cotton انگلیسی، algodon اسپانیایی کهن و گالیسی، algodao پرتغالی، qoton مالتی، coto کاتالان، cotone ایتالیایی، katoen هلندی و آفریکانس، «کاتون» اندونزیایی، «کَتَنی» سواحیلی، 

         بسامد کاربرد این واژگان در شعر و ادب پارسی به نسبت پایین بوده، جز «کتان» که زیاد به کار رفته است:

فردوسی توسی: «ز کتان و ابریشم و موی قز            قصب کرد پرمایه دیبا و خز»

سنایی غزنوی: «زآنکه پیش وی از مهان جهان          نطق چون قطن گشت پنبه‌ی دهان»

اسدی توسی: «بیاراست هر دارویی بیش و کم            بدو داد با تخم کتان به هم»

قطران تبریزی: الا تا از مه تابان بفرساید همی کتان              الا تا از مه آبان بیفزاید همی بستان»

سلطان ولد: «گونه‌گون جامه‌ها ز قطن و حریر           خوردنی از هویج و نان ز خمیر»