نام «تیمور» یعنی «آهنین» و جای توجه دارد که دو تا از بزرگترین آدمکشان تاریخ -تیمور و استالین- که از اقوام حاشیهی ایران زمین (تاتار و گرجی) برخاسته بودند و کشتارهای بزرگ از مردم ایران کردند، نامشان چنین معنایی داشته است. این واژه از ریشهی پیشاترکی «*تِمور» گرفته شده که یعنی «آهن». اما خاستگاه آن نباید در زبانهای ترکی درونزاد باشد. چون فناوری آهن در میان ترکان دیرآیند بوده و این قوم آن را هزار و پانصد سال بعد از آغاز عصر آهن از اقوام آریایی مقیم ترکستان وامگیری کردهاند. از این رو احتمال دارد این واژه هم خاستگاهی آریایی داشته باشد. در زبانهای ایران شرقی ریشهی «*چیمْر» به معنای «آهن» را داریم که از بن «*چی» به معنای «بریدن» گرفته شده و با «چیدن» همریشه است. کلماتی مثل «چلنگر» (آهنگر نازککار) و «چیلان» (یراق و تزئینات آهنی) نیز به همین ریشه مربوطند و پیوندش با آهن را نشان میدهند.
در زبان سانسکریت هم «چیمَرَه» به معنای «آهن» بوده که از همین بن مشتق شده است. ریشهی «*تِمور» ترکی کهن احتمالا از همینجا مشتق شده باشد. این واژه در زبانهای ترکی صرف نشده و تنها «تِمورْچی» (آهنگر) از آن برخاسته است. در باقی موارد اغلب به صورت اسم شخصی به کار گرفته میشود و به چنین صورتهایی درآمده است: «دِمیر» ترکی استانبولی و آذری و ترکمنی، тимӗр (تیمِر) چوواش و اوغوری، «تامیر/ دامیر» خلج، «دیمور/ دِمیر» سالاری، «تِمور» کرلوک، «تِمیر» ازبکی و چغتایی، «تِمیر/ دِمیر» تاتاری کریمه، тимер (تیمِر) باشکیری، темір (تِمیر) قزاقی و قرقیزی و نوقای،
نام «تیمور» در پارسی هم رواجی محدود داشته و در شعر و ادب پارسی در اشاره به سرداران ترک و مغول به کار گرفته شده است:
ابن یمین فریومدی: «دارای دین طغاتیمور خان که روز رزم میسازد از رقاب عدو تیغ او قراب»
شیخ جامی: «تیمور شه آن چو سد آهن ایمن ز فسادِ فتنهافکن»
آذر بیگدلی: «شنیدم که در عهد تیموریان چو شد شاهرخ جانشین کیان»