ریشهی سامی «*جدل» به معنای «درهم پیچاندن، به هم فشردن» در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را پدید آورده است: 𐎎𐎂𐎄𐎍 (مگدل: قلعه) و𐎎𐎄𐎂𐎍 (مَگْدال: برج) اوگاریتی، 𒈠𒀜𒂵𒆷𒌅؟ (مَدْگَلْتو؟: برج دیدهبانی) اکدی، גְּדַל (گِدَل: چرخاندن، پیچاندن) و מִגְדְּלָא (میگْدَلا: برج، دژ) آرامی، ܓܕܰܠ (گَدَل: چرخاندن، پیچاندن) و ܡܰܓܕܠܳܐ (مَگْدَلَه: برج) سریانی، מִגְדָּל (میگْدال: قلعه، دژ) و מִגְדַּלּוֹר (میگْدالُر: برج چراغدار) عبری، 𐤌𐤂𐤃 (مَگْدَل: دژ) موآبی، 𐩣𐩴𐩵𐩡 (مَگْدَل: برج) سبایی،
لقب مریم «مَجدِلیه» هم از همینجا آمده و نشان میدهد که به قلعهای (میگدال) منسوب بوده است.
در زبان پارسی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند و همینها در عربی هم رواج دارند: «جدل»، «جدال»، «مجادله»، «جدول»، «جداول»، «مِجدَل» (برج، دژ)، «جَنْدَل» (استحکامات، محوطهی حصاردار)،
در سایر زبانهای ایرانی از این بن چنین واژگانی روییدهاند: «جِدْوِل/ جِتْوِل» (جدول) و «موجادیلِه» (مجادله) ترکی، «موجادَلَه» (مجادله) پشتون،
برخی از این واژگان در زبانهای دیگر هم وامگیری شدهاند: «جَدوَل» اندونزیایی و مالایی، «جِدْوَلی» (جدول) سواحیلی، җәдвәл (جِدْوِل: جدول) تاتاری کریمه، džedvel (جدول) صربی-کروآتی،
این واژگان در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شدهاند:
ناصرخسرو قبادیانی: « لشکر دیوند جمله اهل جدل تو جدلی را به حلق در اجلی »
سوزنی سمرقندی: «سپاه و خیل تو زنبورخانهی اجلاند بدانگهی که تو با خصم خویش در جدلی»
خاقانی شروانی: « دوشیزگان جنت نظاره سوی مردی کآبستن ظفر شد تیغ قضا جدالش »
سیف فرغانی: « قیامتست قیامتگهی که از سر کین به رزم معرکهآرا شوی به قصد جدال »