ریشهی پیشاسامی «*گلد» به معنای «پوست» در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را پدید آورده است: 𒋢𒄀𒅋𒁺 (گیلْدو: پوست، چرم) اکدی، 𐡂𐡋𐡃𐡀 (گَلْدا: پوست) آرامی هخامنشی، ܓܠܕܐ (گِلْدا: پوست) سریانی، גלדא (گِلْدا: پوست) آرامی بابلی، גֶּלֶד (گِلِد: پوست) عبری،
این ریشه در پارسی این واژگان را پدید آورده است: «جلد»، «جلدسازی»، «مجلد»، «[مرض] جلدی»، «جلادت»، «جلاد» (در اصل یعنی: پوستکَن، شلاقزن)، «تجلید»، «جَلد کردن» (رام کردن کبوتر)،
در سایر زبانهای ایرانی زنده از این ریشه چنین کلماتی را میشناسیم: «جِلْد» (پوست) عربی، «جیلْد» (پوست) اردو، «جیلْت» (جلد) ترکی، «جیلْد» (جلد) ازبکی، ҷилд(جیلْد: جلد) پارسی تاجیکی، «جیلْد» (جلد) کردی، xhelat (جلاد) آلبانیایی، ճելլատ/ ջալադ (چَلّات/ جَلاد: جلاد) ارمنی، ჯალათი (ژَلاتی: جلاد) گرجی،
در زبانهای هندی هم برخی از این واژگان به این شکل وارد شدهاند: जिल्द (جیلْد: جلد) هندی، जिल्द (جیلْد: جلد) مایثیلی، ਜਿਲਦ (جیلد: جلد) پنجابی،
این واژگان به زبانهای دیگر هم وارد شدهاند: τσελάτης/ τζελάτης (تْسِلاتِس/ تْزِلاتِس: جلاد) یونانی، джела́тин/ джела́т (دْژِلاتین/ دْژِلات: جلاد) بلغاری، џѐла̄т (دْژِلات: جلاد) صربی-کروآتی، gealat (جلاد) رومانیایی، џелатин (دْژِلاتین: جلاد) مقدونی، «جیلید» (جلد، پوست) مالایی و اندونزیایی، «جیلْت» (جلد) تاتاری کریمه، «جَلَدَه» (جلد) سواحیلی،
این واژگان به ندرت در شعر و ادب پارسی نمایان شدهاند:
سنایی غزنوی: «راز خود چون ز روی داد به پشت راز جلاد گشت و او را کشت»
انوری ابیوردی: «وعدهای میننهم هین من و قتال و کنب مهلتی میندهم هین من و جلاد و دوال»
امیر معزی: «آن ظفرهایی که در یک سال شد حاصل تو را ده مجلد بیش باشد گر بگویم مختصر»