این واژه خاستگاهی مغولی دارد و از жолоо (ژُلو: افسار، لگام) به معنای «افسار، عنان» برگرفته شده است. این واژه در پارسی به معنای «پیش» به کار گرفته شده و چنین مشتقهایی پدید آورده است: «جلو»، «جلودار»، «جلوگیری»، «جلوخان»، «جلوجلو»، «جلویی»،
این واژه در زبانهای دیگر به این صورتها دیده میشود: амгай (اَمْگَج: دهنهی اسب) و ᠵᠢᠯᠤᠭᠤ (جیلوغو) و цулбуур (جولْبور: افسار اسب) مغولی، «جیلاو» (جلو) ترکمنی، «جیلُو» (جلو) ترکی،
این واژگان در متون ادبی و شعر پارسی رواجی محدود داشته است:
صائب تبریزی: « چون برق فتادیم به خاشاک تعلق زین خاک جلوگیر به یک گام گذشتیم»
قدسی مشهدی: « ز دستش مدد جویی ای بسته پا جلوگیر کن بخت برگشته را»
ملکالشعراء بهار: «زان که آشوبی دگر اندرپی است کاین خرابیها جلودار وی است»