جن


آخرین به روزرسانی:
جن


         برخی از منابع خاستگاه این واژه‌ را بن عربی «*جنن» دانسته‌اند به معنای «پنهان شدن». اما این بن احتمالا بر مبنای مفهوم «جن» ساخته شده و بسیار دیرآیندتر از این واژه است. قدیمی‌ترین ثبت «جن» به زبان اوستایی مربوط می‌شود و در آنجا نام موجوداتی اهریمنی و زیانکار است. این واژه از دوران هخامنشی به بعد به زبان‌های سامی راه پیدا می‌کند. بنابراین آن بن عربی از کلمه‌ی آریایی جن گرفته شده، و نه برعکس.

         این واژه در زبان‌های کهن ایرانی به این صورت‌ها دیده می‌شود: Iniaj (جَیْنی: جن) و akarhvmIniaj (جَیْنی مَهْرْکَه: مرگ به خاطر جن‌ها) و aksayIniaj (جَیْنی یَسْکَه: صرع و غش) اوستایی، גניא (گینّایا: جن) آرامی، ܓܢܝܐ‎ (گینا: جنی) و ܓܢܝ (گْنی: جن) سریانی، 

         این واژه در قرآن هم آمده و در قرون اول اسلامی گمانه‌زنی‌های زیادی درباره‌اش انجام می‌شده است. «اخوان‌الصفا» در رساله‌ی سوم خود که ویژه‌ی اخترشناسی‌ست از جن‌ها یاد کرده‌اند و ناصرخسرو هم در «جامع‌الحکمتین» پری و جن را از جنس شهاب‌های آسمانی می‌داند. محمد بن محمود زنگی بخاری در «بستان‌ العقول» داستان‌هایی درباره‌ی درگیری جن‌ها و آدم‌ها آورده و آن که آدم و حوا را در بهشت گول زد جنی به نام عزازیل دانسته و گفته که آموزگار نمرود که منجنیق را برای افکندن ابراهیم در آتش اختراع کرد، یک جن بوده است، و همچنین جنی از آل کیوان بوده که توسط آصف وزیر تسخیر شده و آوردن تخت بلقیس به درگاه سلیمان را در یک چشم به هم زدن انجام داده است. 

         در پارسی این ریشه چنین واژگانی را به دست داده است: «جن»، «جنی»، «جنگیر»، «تخم‌جن»، «جن‌زده»، «اجنه». کلمه‌ی «مجّانی» هم به نظرم از همین‌جا زاده شده و احتمالا معنای اصلی‌اش «هدیه‌ی جن‌ها» بوده است. این احتمال هم البته هست که از ریشه‌ی «*جنن» عربی برگرفته شده باشد به معنای «چیزی که قیمتش پنهان است». 

         در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی «جن» به این صورت‌ها دیده می‌شود: жын (جین) قزاقی، «جِنّ» اردو، «جین» ترکی، 

         «جن» در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده است: jinn و genie انگلیسی، genio پرتغالی، djinn اسپانیایی، «جینی» سواحیلی، «مَجْنون» مالایی، «مِجِنون» (دیوانه) اندونزیایی، 

این واژه در شعر و ادب پارسی از دیرباز رواج داشته است:

رودکی سمرقندی: «ورچه دو صد تابعه فریشته داری    نیز پری باز وهرچه جنی و شیطان»

صفی‌علیشاه: « خود از احظار ارواح و اجنه                      ز کارآگه توان شد بی مظنه»

ملک‌الشعراء بهار: « بعد از آنهاگشت روحانی علم                آن که درشعرش اجنه زد رقم »