ریشهی هندواروپایی «*g(i)eu» به معنای «جویدن» در زبانهای کهن اروپایی به این کلمات منتهی شده است: gingiva (لثه) لاتین، kiuwan (جویدن) آلمانی کهن، Kiuwe (جویدن) آلمانی میانه، ceowan (جویدن) انگلیسی کهن، kauwe (آروارهی ماهی) و kouwe (حفرهی دهان) هلندی میانه، živo (جویدن) و жьвати (ژیواتی: جویدن) و прѣживати/ ⱂⱃⱑⰶⰻⰲⰰⱅⰻ (پْرِژیواتی: نشخوار کردن، دوباره جویدن) اسلاوی کهن کلیسایی، zenziva(لثه) لومباردی، žváti (جویدن) و přěžívati (نشخوار کردن) چک کهن، żwać (جویدن) لهستانی کهن، tugga/ tiugga (جویدن) سوئدی کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی از این ریشه چنین واژگانی را میشناسیم: kauen (جویدن) و Kau/ Keu (آرواره) آلمانی،chew (جویدن) و gengiva(لثه) و jaw (آرواره) انگلیسی، žiaunos (فک) و žiáuna (آرواره، آبشش) لیتوانیایی، Žuna (دهان) بلغاری،žaunat (بلعیدن) لتونیایی، žaũnas (فک، آرواره) لاتویایی، gengiva(لثه) ایتالیایی، gencive (لثه) فرانسوی، geniva (لثه) کاتالان، encia(لثه) اسپانیایی، gingie (لثه) رومانیایی، жу́на (ژونا: لثه، لب) و прежи́вям (پْرِژیوْیام: نشخوار کردن) و жука (ژوکا: آرواره) بلغاری، жава́ць (ژاواتْس: جویدن) بلاروسی، жева́ть (ژِواتْیْ: جویدن) روسی، жува́ти (ژوواتی: جویدن) اوکراینی، żuć (جویدن) لهستانی، žuť (جویدن) اسلواکی، žvýkat (جویدن) چک، прежива (پْرِژیوا: نشخوار کردن) و џока (ژُکا: جویدن) و џокало (ژُکالُو: حفرهی دهانی) مقدونی، прежи́вати (پْرِژیواتی: نشخوار کردن) صربی-کروآتی، prežívati (نشخوار کردن) اسلوونیایی، tygge (جویدن) دانمارکی، tugga (جویدن) سوئدی، tygge (جویدن) نروژی،
این بن در زبانهای آریایی به «*جَوْ/ جیَوْ» بدل شده که در زبانهای کهن ایرانی به این کلمات انجامیده است: «جادَن» (جویدن) پهلوی، «ژاو» (جویدن) پارتی، «جُوی» (جویدن اهریمنی) تورفانی، «همجو» (جویدن) سکایی، «سووَم» (خوردن) تخاری ب،
در پارسی این واژگان خویشاوند را میشناسیم: «جویدن/ جاویدن/ جاییدن/ ژاژیدن/ ژاویدن»، «جوندگان»، «جویده»، «جویده جویده [حرف زدن]»، «جویدنی»، «ژاژخایی»، «ژاژگو»،
حدس میزنم «ژکیدن» به معنای «من من کردن، جویده جویده حرف زدن» هم از همینجا آمده باشد.
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند: «ژَوول» (جویدن) پشتون، «جَهیتَه» (جویدن) و «جایَگ» (بلعیدن) بلوچی، «ژَوْ» (جویدن) یغنابی، «چوتین» (جویدن) کردی،
واژگان برآمده از این بن در شعر و ادب پارسی کاربرد چندانی نداشتهاند.