ریشهی «زَگ» در زبانهای آریایی احتمالا نامآواست و معنایش «فریاد، جیغ» بوده است. واژهی پارسی قدیمی «ژَغار» به معنای نعره و فریاد از همینجا آمده و خاستگاهش زبانهای ایران شرقی است. چنان که در سغدی «ژْغار» (نعره) و «ژْغِر» (صدا زدن، فرا خواندن) را داشتهایم. صورتی دیگر از این بن «جیغ» است که در گیلکی به صورت «ژیگیرَه» و در تالشی در قالب «جِکْلَه» باقی مانده است. «چیغ» ترکی هم وامواژهای پارسی است.
یک شکل دیگر این بن «زَنْجِه» است به معنای ناله و مویه، که حدس میزنم اسم حشره مشهور «زَنجره» از آن گرفته شده باشد. همچنین به نظرم «ضَجّه» که عربی پنداشته میشود نیز صورتی تغییر یافته از همان باشد. این کلمه در عربی ریشه ندارد و حتا در آن بستر رواج چندانی هم پیدا نکرده است.
«جیغ» واژهای عامیانه بوده و در شعر و ادب پارسی رواج نداشته است.