ریشهی عربی «*حرم» به معنای «احترام گذاشتن، پرهیز کردن» به نسبت جدید است و انگار در زبان عربی شکل گرفته باشد. چون در سایر زبانهای سامی و در متون پیش از اسلام ردپای چندانی از آن نمیبینیم.
این ریشه در زبان پارسی مستقل از عربی صرف شده و واژگان و معناهایی پدید آورده که برخیشان در عربی وجود ندارند: «حرم»، «حرمت»، «حریم»، «مَحرَم»، «[ماه] مُحرَم»، «حرام»، «حرامخور»، «حرامزاده»، «بیحرمتی»، «تحریم»، «محروم»، «اِحرام»، «محرومیت»، «حرمان»، «مَحارم»، «احترام»، «بیاحترامی»، «محترم»، «نامحترم»، «محرمات»، «نامحرم»، «حرامی» (راهزن)،
این ریشه در سایر زبانهای زندهی ایرانی چنین کلماتی زاده است: «حَرام» و «إِحْرام» (لباس حاجیان) و «حُرْمَه» (بزرگداشت، حرمت) و «حَریم» و «مَحْرَم» و «[ماه] مُحَرَّم» و «حَرْمَه» (زن) و «مُحْتَرَم» عربی، «حَرام» اردو، «موهْتِرِم» (محترم) و «اِهْتیرام/ ایهْتیرام» (احترام) و «ایهْرام» ([لباس] احرام) ترکی، «اِهْتیرُم» (احترام) ازبکی، «ایهْتیرام» (احترام) ترکی اویغوری، חֵרֶם (حیرِم: حرام، تکفیر، تابو) عبری نو،
برخی از این واژگان در زبانهای دیگر وامگیری شدهاند. مثلا نام ماه محرم به این صورتها درآمده است:marrano /marrão پرتغالی، marrano اسپانیایی، marranu ساردینیایی، marrà کاتالان، marrano ایتالیایی، maraan هلندی، Marrano انگلیسی، marran سوئدی، 穆哈蘭姆月/穆哈兰姆月 (موهالامویوئِه) چینی،
بقیهی این کلمات هم گاه در زبانهای دیگر کاربرد یافتهاند، مثل: ихтирам (ایخْتیرام: احترام) تاتاری، महरूम (مَحْروم) و हराम(حَرام) و हरामी (حرامی: راهزن) و हरामख़ोर (حَرامْخُور) و हरामज़ादा (حَرامْزادا: حرامزاده) هندی، এহরাম (اِهُورَم: [لباس] احرام) بنگالی، iheam ([لباس] احرام) انگلیسی، חרם (خِیْرِم: تکفیر، طرد مذهبی از جماعت یهود) ییدیش،
این واژگان در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شدهاند:
فردوسی توسی: «نبیند دو چشمم مگر گردِ رزم حرام است بر من می و جام و بزم»
ابوسعید ابوالخیر: «افسوس که عمر رفت بر بیهوده هم لقمه حرام و هم نفس آلوده»
ظهیر فاریابی: «دولت از بهر طواف در تو بست احرام که جناب تو ز حرمت چو حریم حرم است»
عطار نیشابوری: «تا تو خود را خوارتر از جمله عالم نباشی
در حریم وصل جانان یک نفس محرم نباشی»