ریشهی سامی «*حمد» به معنای «ستودن، تبرئه کردن، از کسی خشمگین بودن» در زبانهای کهن ایرانی در زبان عبری از این ریشه چنین کلماتی را میشناسیم: חָמַד/ חֶמֶד (خامَد/ خِمِد: شادمانی، محبوبیت، ارزش) و חָמוּד (خَمود: دوست داشتنی، خوشگل) و מַחְמָד (مَخْمَد: شادیآور، گرانبها) و נֶחְמָד (نِخْمَد: ستوده شده، محسود)
در پارسی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند که اغلبشان اسم شخصی هستند: «حمد»، «احمد»، «محمد»، «حمید»، «محمود»، «حامد»، «حمدی»، «حمدان»، «حمد و سوره»، «حمیده»، «[شعر] احمدا»، «الحمدالله»،
این کلمات به همین ترتیب در عربی نیز یافت میشوند. در سایر زبانهای ایرانی همین کلمات را به این صورتها میبینیم که و بیشتر به اسم افراد اشاره میکنند: «آهْمِد» (احمد) و «موهَمِّت» (محمد) و «مَهْموت» (محمود) ترکی، «اِهْمِد/ اَهْمِد» (احمد) ترکی اویغوری، «اِهْمِد» (احمد) کردی، «حَمْد» (ستایش، دعا) اردو،
در زبانهای هندی هم از این ریشه چنین واژگانی را داریم: হামদ (حَمْد: دعای ستایش الله) و আলহামদুলিল্লাহ (اَلْحَمْدولیلاهْ: الحمدالله) و মুহাম্মদ (مُحُمود/ موحَمُّود: محمد) و আহমদ (اَهُمُد: احمد) و মাহমূদ (مَهُومود: محمود) بنگالی، މުޙައްމަދ (موحَمَّد: محمد) دیوهی، ਮੁਹੰਮਦ (موحَمَّد: محمد) پنجابی،
برخی از این واژگان به صورت اسم شخصی در زبانهای دیگر نیز وارد شده است: «آخْمِد» (احمد) سومالیایی، «آهْمَد» (احمد) هوسَه، «اَحْمَد/ اَچْمَد/ اَخْمَد» (احمد) اندونزیایی، «اَحْمَد» مالایی، 艾哈邁德/艾哈迈德 (آیهامایدِه: احمد) و 穆罕默德 (موهانمُودِه: محمد) و 馬哈茂德/马哈茂德 (مَهامَئُودِه: محمود) چینی، Ахмед / Ахмет/ Ахмат (آخْمِد/ آخْمِت/ آخْمَت: احمد) روسی، Aahmed/ Achmat/ Achmet/ Ahmad/ Ahmed (احمد) و Muhammad (محمد) و Mahmood/ Mahmoud (محمود) انگلیسی، Achmed/ Achmad (احمد) هلندی، Mamede/ Maome (محمد) و Mafamude (محمود) پرتغالی،
این کلمات در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شدهاند.