دستک


آخرین به روزرسانی:
دستک


ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*dek/ *dok» به معنای «چیز دراز و باریک، رشته» احتمالا از ریشه‌ی همسان به معنای «بریدن، پاره کردن» مشتق شده و نتیجه‌ی بسط معنای «بریدن» به «بریدنی» بوده باشد. از این ریشه در زبان‌های کهن اروپایی چنین واژگانی مشتق شده: tagl (دم) نردیک کهن، zagal (دم) آلمانی کهن، tægl/ tægel (دم) انگلیسی کهن، dual (طره‌ی مو) ایرلندی میانه، 

در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از این ریشه چنین واژگانی را می‌شناسیم: tail (دم) انگلیسی، Zagel (دم) آلمانی، 

این بن در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*دَس» تبدیل شده و معنای «رشته، نخ» را می‌رساند. در زبان‌های باستانی ایرانی «دَسَه» (فتیله) سانسکریت را از این بن می‌شناسیم.

         در زبان‌های زنده‌ی ایرانی از اینجا چنین کلماتی زاده شده‌اند: «دَسَه» (گلوله‌ی ریسمان، رشته‌ی وسط هسته‌ی خرما) و «دستک» (رشته) پارسی، «دَس/ دَسْک/ دَسَگ» (نخ) بلوچی، «لُسُو» (رشته‌ی پشم بز) یدغه، «دِسْتِک» (نخ باریک) زازا، 

این واژگان در شعر و ادب پارسی رواج نداشته‌اند.