شن


آخرین به روزرسانی:
شن


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*bhs-amadho» مشتقی بوده از بن «*bhes» (مالیدن، ساییدن) که در زبان‌های کهن اروپایی این واژگان را به دست داده است: psammos (پْسامُّوس: شن) یونانی، sabulum (ماسه، شن) لاتین، sandr (شن) نردیک کهن، sant (شن) هلندی میانه، sand (شن) انگلیسی کهن، sond (شن) فریزی کهن، 

         در زبان‌های زنده‌ی اروپایی هم از این ریشه چنین کلماتی برخاسته‌اند: sand (شن) و sandman (جن خواب‌آلودگی؛ ۱۸۶۱م.) و sandfly (پشه خاکی؛ ۱۷۴۸م.) و sandblast (شن‌شویی؛ ۱۸۷۸م.) و sandpaper (کاغذ سنباده؛ ۱۷۸۸م.) و sandstone /psammite (ماسه‌سنگ؛ ۱۸۱۷م.) و quicksand (دزدریگ، شوره‌زار؛ ۱۳۰۰م.) انگلیسی، zand (شن) هلندی، Sand (شن) آلمانی، 

         در زبان‌های آریایی این بن به ریشه‌ی «*شِن» بدل شده به معنای «شن، ماسه». این بن در پارسی به چنین کلماتی منتهی شده است: «شن»، «شنزار»، «شن‌پاشی»، «شنی»، «شن‌اسکی»، «شن‌کش»، «شن‌بازی»

در سایر زبان‌های ایرانی نو هم چنین واژگانی را از این بن می‌شناسیم: «شِنْد» (شن) سنگسری، «شانْد» (شن) سیستانی، «شین بیم» (شنزار، شن‌بوم) خوانساری، 

«شن» در پارسی عامیانه بوده و در شعر و ادب کاربردی نداشته است.