صندوق


آخرین به روزرسانی:
صندوق


در اغلب منابع ریشه‌شناسی «صندوق» را وامی از sunthkh (سونْتِکِه: صندوق، تابوت) یونانی دانسته‌اند و آن را از دوبخش sun (سون: با هم) و tiqhmi (تیثِمی: گذاشتن، نهادن) مشتق دانسته‌اند. این نکته البته درست است که در زبان یونانی باستان کلمه‌ی suntiqhmi (سون‌تیثِمی: کنار هم نهادن، سرهم کردن) را داشته‌ایم، اما این واژه از سویی با صندوق ارتباط معنایی ندارد، و از سوی دیگر به لحاظ آوایی تحولش به sunthkh (سونْتِکِه) جای بحث دارد. 

این در حالی‌ست که در یونانی کلمه‌ی kondu (کُنْدو: لیوان، خمره) از پارسی وامگیری شده و هیچ بعید نیست sunthkh هم وامی از زبان‌های ایرانی باشد، و نه خاستگاه صندوق. ردگیری نمونه‌های رایج از این واژه در زبان‌های ایرانی و توزیع گسترده و شکل‌های گوناگونش هم نشان می‌دهد که به احتمال زیاد تحول همخوان اولش از «ک» به «ص» در خود زبان آرامی-سریانی رخ داده و از این زبان به یونانی وارد شده باشد.

گذشته از غیاب خاستگاه پذیرفتنی در یونانی، شاهد دیگری که ایرانی‌تبار بودن این واژه را نشان می‌دهد آن است که توزیع آن در سایر زبان‌ها با یونانی‌تبار پنداشتن‌اش سازگار نیست. این واژه از یونانی در زبان‌های دیگر وامگیری نشده، اما در زبان‌های ایرانی توزیعی چشمگیر داشته و از همان جا به زبان‌های دیگر نیز وارد شده است. شکل‌های این واژه در زبان‌های کهن ایرانی چنین است: Aqudnk (کَنْدوقا) و ܨܢܕܘܩܐ‎ (صَنْدوقا) و ܣܢܕܘܩܐ‎ (سَنْدوقا) سریانی، צנדוק (صِنْدوق) آرامی، սնդուկ (سْنْدوک) ارمنی کهن،

در پارسی ترکیب‌هایی مثل «صندوق‌دار» و «صندوقچه» از همین واژه برخاسته‌اند. صندوق در پارسی قدیم معنای «تابوت» هم می‌داده است. چنان که فردوسی در وصف مرگ کیقباد می‌گوید: 

«بگفت این و شد زاین جهان فراخ       گزین کرد صندوق بر جای کاخ» 

و در پیامد مرگ سهراب: 

«همه کاخ تابوت بُد سر به سر           غنوده به صندوق بر، شیر نر»

همچنین معنای هرنوع جعبه‌ای از جمله بدنه‌ی گردونه را هم می‌داده است. چنان که ارابه‌ی جنگی اسفندیار در هفت خوان‌اش چنین توصیف شده است: 

« به سر بر یکی گرد صندوق نغز                بیاراست آن درگر پاک مغز

به صندوق در مرد دیهیم جوی           دو اسپ گرانمایه بست اندروی»

در زبان‌های زنده‌ی ایرانی این واژگان را در معنای صندوق داریم:‌ «کَنْدوج» عربی، «کَنْدیل» دماوندی، սնդուկ / սնտուկ (سْنْدوک/ سْنْتوک) ارمنی، ზანდუკი (زَنْدوکی) گرجی، һандыҡ (هَنْدیق) باشکیر، «صندوق» اردو و پشتون،  сандық (سَنْدیق) قزاقی و ازبکی، «سَنْدیک» ترکی، «ساندُوق» ترکی اویغوری،

در زبان‌های هندی این کلمه به این شکل‌ها درآمده است: सन्दूक़ (سَنْدوق) هندی، ಸಂದೂಕ (سَنْدوکَه) تاناکا، ਸੰਦੂਕ (سَنْدوک) پنجابی، চন্দুক (سُنْدوک) آسامی، 

همین شکل از این واژه در فراسوی پهنه‌ی جغرافیایی ایران زمین هم دیده می‌شود که در دوران اسلامی در شمال آفریقا و مدیترانه با واسطه‌ی زبان عربی و در شبه قاره‌ی هند و هندوچین از ورای پارسی و عربی و در اروپا از راه پارسی و ترکی منتشر شده است: senduq مالتی، ሳንዱቅ (سَنْدوک) حبشی امهری،ሳንዱቕ (سَنْدوخ) تیگرینیایی، сандъ́к (سَنْدَک) بلغاری، са́ндак (سَنْدَک) مقدونی، са̀ндук (سَنْدوک) صربی-کروآتی، сунду́к (سونْدوک) روسی، «سَنْدوکی» هوسَه، «سَنْدوکو» سواحیلی، 

واژه‌ی «صندوق» در شعر پارسی زیاد استفاده شده و دلالت‌هایی متنوع پیدا کرده است. در مقابل آن تصویرهای حماسی شاهنامه که برشمردیم، از مولانا این بیت نغز را داریم که:

«ما را که پیدا کرده‌ای، نی از عدم آورده‌ای              ای هر عدم صندوق تو، ای در عدم بگشاده در »

و سعدی در بوستان می‌گوید: 

«به حکمت زبان داد و گوش آفرید                که باشند صندوق دل را کلید»