ظهر


آخرین به روزرسانی:
ظهر


         ریشه‌ی سامی «*ظهر» به معنای «نمایان کردن، نشان دادن» احتمالا با بن «*زهر» به معنای «درخشیدن، شکوفه دادن» خویشاوند باشد. چون «نیمروز، زمان تابش آفتاب» را هم نشان می‌دهد. معنای این بن به چند مضمون دیگر بسط پیدا کرده که «پشت، بخش پشتی بدن» و «امضا کردن» را هم می‌رساند و در این موارد هم چیزی عیان است یا آشکار می‌شود. 

         این ریشه کهن بوده و در زبان‌های باستانی ایرانی به این کلمات منتهی شده است: טהרא (طَهْرا: ظهر، نیمروز) آرامی، צוהר \ צֹהַר (صوهْر/ صُهْر: پشت، عیان) و צהריים \ צָהֳרַיִם‎  (صُهُراییم/ صاهاروم: ظهر، نیمروز، ناهار) عبری، 

         این بن در زبان پارسی احتمالا مستقل از عربی بر اساس باب‌های تازی شاخه‌زایی کرده است و کلماتی را زاده که تنوع و رواج و گاه معنایشان با عربی متفاوت است: «ظهر»، «ظهرگاه»، «ظهور»، «ظاهر»، «متظاهر»، «تظاهر»، «تظاهرات»، «مظاهر»، «ظهورات»، «استظهار»، «استظهارنامه»، «مظهر»، «بعد از ظهر»، «اظهار»، «اظهارنامه»، «اظهارات»، «اظهار کردن/ داشتن»، «اظهارنظر»، «مستظهر»، «ظاهراً»، «به‌ظاهر/ درظاهر»، «ظَهرنویسی» (پشت‌نویسی)، 

         در سایر زبان‌های ایرانی از این ریشه چنین کلماتی را می‌شناسیم: «ظَهَرَ» (علنی بودن، آشکار بودن، در بیرون قرار داشتن، به نظر رسیدن) و «ظُهور» (نمایش، علنی) و «أَظْهَر» (آشکارتر، نمایان‌تر) و «ظُهْر» (نیمروز) و «ظاهَرَ» (کمک کردن، حمایت کردن، چهره) و «مَظْهَر» (ظاهر، شکل) و «مُظاهَرَه» (کمک، حمایت) و «ظَهِیْرَه» (عصرگاه، بعد از ظهر) عربی، «موزاهِرِت» (یاری، کمک) و «ایزهار» (اظهار) ترکی، 

         این کلمات از پارسی به زبان‌های هندی نیز راه یافته‌اند: ਜ਼ਾਹਰ (ظاهِر) پنجابی، इज़हार (ایزْهار: اظهار) هندی، 

         برخی از این واژگان در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده‌اند: «زوهور» (ظهور) اندونزیایی، «اَذوهوری» (ظهور) سواحیلی، 

         این واژگان در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده‌اند: 

ابوسعید ابوالخیر: «از باطن بحر موج بین گشته عیان            بر ظاهر بحر و بحر در موج نهان»

سیف فرغانی: « فعلی که عشق باطن آن را صواب دید  در ظاهر ار خطاست برو ارتکاب کن »

سعدی شیرازی: « که ای به دولت ده روز گشته مستظهر        مباش غره که از تو بزرگتر دیدم »