ریشهی سامی «*علی» به معنای «بالا، مقابل، به سوی» قاعدتا با بن «*ألی» (به سوی) خویشاوند است. این ریشه در زبانهای کهن ایرانی چنین مشتقهایی به دست داده است: 𒌋𒅗 (عِلی: ) עַל (عَل: بالای، روی، دربارهی) آرامی، עֲלֵי (عَلِیْ: بالا) و עַל (عَل: روی، دربارهی) و עֶלְיוֹן (عِلْیُون: خداوند، موجود فرازین) و עֲלִיָּה (عَلْیاهْ: بالایی، زبرین، عروج) و עָלָה (عالاهْ: بالا رفتن، رشد کردن) عبری، ܥ ܠ ܐ (عَلا: بالا) و ܥܸܠܝܼܬܵܐ (عِلَّیْتا: فرازین، بالایی) سریانی،
این ریشه در زبان پارسی چنین واژگانی را زاده است: «علی»، «عالی»، «متعالی»، «متعال»، «تعالی»، «علو [مقام]»، «علوی»، «استعلا»، «استعلایی»، «مستعلی»، «اعتلا»، «[کربلای] مُعلی»، «علیه»، «علیهالسلام»، «صلیالله علیه»، «علیالحساب»، «علیالصباح»، «علیالاطلاق»، «علیالقاعده»، «علیالاصول»، «علیالاجمال»، «-علیهم»، «-علیها»، «برعلیه»، «مقسومعلیه»، «مسندعلیه»، «اعلا»، «عُلیا»، «عالیه» (اسم دختر)، «علویه» (اسم دختر)، «عَلاء» (اسم مرد)، «علاءالدین» (اسم مرد)، «علاءالدوله»، «علویان/ علویون» (پیروان خاندان علی)،
از ریشهی «*ألی» هم در پارسی این ترکیبها را داریم: «الیالابد»، «الیالنهایه»، «الی...» (تا... [در سنجش زمان])،
در مدخل «خرداد» شرح دادهام که نام «علی» که به ویژه در میان شیعیان بسیار رواج دارد و از همینجا گرفته شده، احتمالا با بن آریایی «*هَر» به معنای «کمال» تداخلی کرده باشد و بنابراین دلالت دینی خود را زیر تاثیر awruah (هَئُوروَه: تمام، کامل) و atAtaWruah (هَئُوروَتاتَه: کمال، رسایی، خرداد) اوستایی و مشتقهای پهلویاش به دست آورده باشد. چون معنای اصلی این بن جهت را نشان میدهد و به «بالا» هم منحصر نیست و رویارویی و منسوب شدن را هم میرساند و بنابراین نوعی حرف است تا اسم یا صفت باشد.
نامهای شخصی فراوانی در ترکیب با «علی» ساخته شده که اغلبشان در میان اعراب رواج چندانی ندارد: «نورعلی»، «شیرعلی»، «چراغعلی»، «مهرعلی»، «کلبعلی»، «عبدالعلی/ عبدعلی»، «-علیشاه» (لقب درویشان نعمتالهی)، «علیمردان»، «خانعلی»، «برجعلی»، «عروجعلی»، «غلامعلی»، «علیقلی»، «»
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین کلمههایی را سراغ داریم: «عَلَی» (بالا) و «عَلَیْهْ» (بر، بر ضد) و «تَعالَی» (بالا رفتن، عروج) و «عِلّیُون» (خداوند، بهشت) و «أَعْلَی» (بالاتر) و «عُلْیَا» (بالاترین) عربی، עַל־מִשְׁפָּחָה (عَلمِشْپاخاهْ: [در جانورشناسی] روخانواده) و עֲלִיָּה (عَلْیاهْ: بالایی، بازگشت یهودیان به کشور اسرائیل) عبری نو، «عالی» چغتایی، «عَلِیْهْ» (ضد، مقابل) و «آلی/ آلِه» (عالی) ترکی، «ئالی» (عالی) ترکی اویغوری، «عَلَیْهْ» (ضد، مقابل) و «اُلی/ اُلییْ» (عالی) ازبکی، «عالی» ترکمنی،
این واژگان در سایر زبانها هم وارد شدهاند: għal (برای، به سوی) و għaliex (چرا؟، برای چه؟، دلیل) و għax (شاید، احتمالا) مالتی،ላዕለ (لَعْلا: برای) حبشی گئز، «علاش» (چرا؟) عربی مراکشی، עליה (عَلیِه: عروج) ییدیش،
نام «علی» هم در زبانهای گوناگون رواج یافته است: «اِلی» ترکی و لری، Ғәли (گِلی) باشکیری، আলী (عَلی) بنگالی، Ali انگلیسی، «کَلی» سومالی، «عَلی» سواحیلی،Гали (گَلی) تاتاری،