کلمهی «قیز/ قِز» از ترکی وارد پارسی شده و معنای «دختربچه» را میرساند. قدیمیترین سند دربارهی این کلمه «قُزی» قراخانی است به معنای «بره، بچهی جانور» که ریشهاش درست مشخص نیست. اغلب گفتهاند که با «خورگَه» مغولی به معنای «بره» خویشاوند است، اما ارتباطش با «تْچَنَیْ» (بزغاله) سکایی و कनीन (کَنینَه: جوان، نوباوه) و कन्या (کَنْیا: دختربچه) سانسکریت هم محتمل است.
این واژه به نسبت جدید است و به این صورتها دیده میشود: «عمقزی» (دخترعمو/ دختر عمه) پارسی، «قُزی» (بره) ترکی استانبولی و اویغوری، қозы (قُزی: بره) قزاقی، Ҡуҙы (قوذی: بره) باشکیر،
این کلمه در پارسی عامیانه بوده و در شعر و ادب کاربرد نداشته است.