ریشهی پیشاهندواروپایی «*rowd/ *reud» به معنای «نالیدن، غریدن» در زبانهای اروپایی چندان زایا نبوده و این کلمات را در زبانهای باستانی پدید آورده است: rudere (غریدن) و latare (پارس کردن) لاتین، rjota (گریستن) و rauta (قید، تله) نُردیک کهن، riozan (گریستن) آلمانی کهن، reotan (نالیدن) انگلیسی کهن، rauta (غریدن) ایسلندی کهن، рыдати (ریداتی: بلند فریاد زدن) اسلاوی کهن کلیسایی،
در زبانهای اروپایی نو هم این واژگان از این بن برخاستهاند: rauda (مویه) و raudoti (زار زدن) و rieti (نکوهیدن، شکایت کردن) لیتوانیایی، riet (پارس کردن) لتونیایی، рыда́ть (ریدَتی: افسرده شدن) روسی، рыда́ць (ریدَتْسی: افسرده شدن، نالیدن) بلاروسی، рида́ти (ریداتی: غمگین و افسرده شدن) اوکراینی، рида́я (ریدایا: نالیدن، زاریدن) بلغاری، rydati/ ridati (غمگین کردن، افسردن) چک، rjota (گریستن) و rauta (قید، تله) ایسلندی،
در زبانهای آریایی این بن به دو ریشهی «*رَود» (نالیدن، گریستن) و «*را(ی)» (غریدن) تبدیل شده است. این بن در زبانهای کهن ایرانی این واژگان را پدید آورده است: doar/ Doar (رَئُود/ رَئُوذ: نالیدن) و tnayar OrqAg (گاثْرُو رَیَنْت: سرودخوان، نوحهخوان) اوستایی، रोदिति (رُدیتی: گریه کردن) و रुद् (رود: گریه، ناله) و रोदन (رُدَنَه: اشک) و «رَیَتی» (پارس کردن) و रोद (رُدَه: گریه و زاری) و रुद्र (رودْرَه: نالان، گریان) و «رودَتْهَه» (سگ، خروس، بچه [به خاطر سر و صدایشان]) و «رودوسی» (تالان، زارنده) و रुद्राणी (رودْرانی: ایزدبانوی سوگ، همسر دُروگَه: دروغ) سانسکریت، «رُود» (دلسوزی، همدردی) و «گَهْرایْ» (تکبر، خودستایی) پارتی، «گَهْرایْ» (تکبر، خودستایی) تورفانی، «رای» (گریستن) سغدی، «رْرَی» (فریاد زدن) سکایی،
در پارسی از این ریشه چنین واژگانی پدید آمدهاند: «لاییدن» (نالیدن، هرزهگویی)، «لُندیدن» (زار زدن و نالیدن)، «رود» (ناله، زاری)، «لُند لُند کردن» (هرزهگویی)، «غُرولُند»
در باقی زبانهای زندهی ایرانی هم از این دو ریشه چنین واژگانی برخاستهاند: «رود زدن» (گریستن) اصفهانی، «رود» (زاری زنان هنگام سوگ) و «لووِه» (ناله، زاری) گری، «رُونْدیگ» (گریستن) و «رونِک» (اشک) کردی، «روهْ» (گریستن) پراچی، «رای» (پارس کردن، غرش جانوران) یغنابی، «رویْ» (پارس کردن) وخی، «رَیْجین» (پارس کردن، غرش جانوران) آسی، «رایْ» (پارس کردن، عرعر کردن) پشتون، ryej (رنج بردن) آلبانیایی.
نام ایزدبانوی سوگ در زبان هندیِ تلوگو یعنی రుద్రాణి (رودرانی) هم از این ریشه گرفته شده است.
مشتقهای این ریشه در شعر و ادب پارسی به ندرت به کار گرفته شده و در پارسی دری هم تنها تا قرن هشتم و نهم هجری رواج داشته و بعد به تدریج منسوخ شده و فقط «لُند لُند کردن» از آن باقی مانده است:
مولانای بلخی: «آن خبیث از شیخ میلایید ژاژ کژنگر باشد همیشه عقل کاژ»
ملکالشعرای بهار: «باقی خلق لند لند کنند گاهی آهسته گاه تند کنند»