ریشهی این کلمه درست مشخص نیست. دهخدا میگوید «لیوان» از نام روستای «لوان» در آذربایجان گرفته شده که در ساخت ظرفهای سفالی شهرتی داشته است. جالب آن که روستای «لیقْوان» در نزدیک تبریز هم به خاطر داشتن خاک سرخ مخصوص کوزهگری شهرت دارد. یعنی شاید نام این روستاها از کوزهگری یا مفهومی مشابه گرفته شده باشد. حدسم آن است که بخش نخست این جاینامها از بن پیشاهندواروپایی «*lei» گرفته شده باشد. دو بن به این شکل داریم که یکی یعنی «لعابی، لزج» و دیگری یعنی «لبریز کردن، جاری کردن [مایع]»، و اینها به ترتیب «لیر» (تف بچه) و احتمالا «[خاک] رُس» را پدید آوردهاند که در مدخلهایی مجزا به آنها پرداختهام. بخش دوم آن قاعدتا پسوند نسبت و مکان است. اگر «رُس» واقعا از این بن برخاسته باشد، دومی نامزد محتملتری است. اما معنای اولی هم دور از ذهن نیست و به کارکرد لیوان اشاره میکند.
این کلمه در شعر و ادب پارسی رایج نبوده است.