ریشهی «لیکن» و صورتهای دیگرش «لکن/ لیک/ لاکن/ ولیک/ ولیکن/ ولی» را اغلب عربی دانستهاند و گفتهاند که از «إلا کانَ» گرفته شده است. اما این عبارت یعنی «به جز این که هست/ مگر این» و این با مفهوم «اما/ ولی» که مثبت است فاصلهای معنایی دارد. همچنین صورت نزدیک به عربی در پارسی کمترین کاربرد را دارد و اغلب این واژه را به صورت «ولی/ لیک» میبینیم. گذشته از آن این واژه در پارسی رواجی بسیار بیش از عربی دارد و صورتهای متنوعش هم در پارسی یافت میشود و به ثبتهایی متفاوت از کلمهای کهن میماند و نه وامواژهای با شکل تثبیت شده. به همین دلیل احتمالا گزارش صاحب المعجم درست است که میگوید «در پارسی قدیم بیک استعمال کردهاند به امالت کسره باء و اکنون آن لفظ از زبانها افتاده است و مهجورالاستعمال شده و باء را به لام بدل کرده اند و لیک میگویند». بنابراین ریشهی این کلمه پارسی است و «بیک» بوده که در پهلوی هم به معنای «ولی، اما» به کار گرفته میشده است.
شکلهای متفاوت این واژه در سایر زبانهای ایرانی چنیناند: «لیکن» اردو، «لکن» عربی، و ਲੇਕਿਨ (لِکین) پنجابی هم در همین معنا از پارسی گرفته شده است.
این واژه هم در زبان روزمره و هم در متون ادبی بسیار تکرار شده است:
نظامی گنجوی: «مرا همچنان نام نیک است لیک ز علت نگوید بداندیش نیک»
مولانای بلخی: «تن ز جان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیست»
حافظ شیرازی: «حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را»