ریشهی آریایی کهن «*مَک» به معنای «بیرون ریختن، خیس کردن، فوران» احتمالا با ریشهی پیشاهندواروپایی «*ma» پیوند دارد که گنگواژهایست و معنای «مادر، شیر، پستان» را میرساند. این ریشه تنها در زبانهای ایرانی به صورت «*میچ/ *مَیْک» باقی مانده و در زبانهای اروپایی دیده نمیشود.
در زبانهای ایرانی کهن از این ریشه این واژگان را سراغ داریم: tnakEam (مَئِکَنْت: مزه کردن، چشیدن) اوستایی، «مَهَه» (عیش و عشرت) و «مَهینَه» (عیاش، خوشگذران) و «مَهَیَتی» (لذت بردن) سانسکریت، «میچیتَن» (مزه کردن، چشیدن) و «میچَک» (مزه) پهلوی، «مَنْدِه» (چشیدن) سکایی، «مزک» (مزه) خوارزمی، «مِچادْمون» (چشیدن) بهدینی،
در پارسی از این بن چنین واژگانی برآمدهاند: «مزه»، «خوشمزه»، «بدمزه»، «بیمزه»، «ماچ»، «ماچ کردن»، «مکیدن»، «مکنده»، «مکش»، «مک زدن». در پارسی قدیم هم این کلمات خویشاوند را داشتهایم: «مَکِل» (زالو) و «ماژ» (عیاشی) و «مَزیدن» (چشیدن)
از دید دکتر حسن دوست «ماچ» وامواژه است. اما با توجه به شبکهی کلماتی که ذکر کردیم، چنین نیست و کلمهای اصیل و خویشاوند «مزه» است.
در سایر زبانهای ایرانی نو نیز این واژگان از ریشهی مورد نظرمان برخاستهاند: «میچیتَه» (مکیدن) و «میتْکَه» (مک زدن) و «میش/ میخْتَه» (میک، مکش) و «شیرْمیچی» (شیرخواره) بلوچی، «مُوچیدَن» (مکیدن) بردسیری، «مِکمِکَه» (پستانک) بختیاری، «مُکّیدَن» (مک زدن) آشتیانی، «مَچَه» (ماچ) پشتون، «مَچی» (ماچ) پراچی، «مَچِدَه» (ماچ) لارستانی، «موچّی» (ماچ) تاجیکی و گیلکی، «مَیْتْسین» (چکیدن [از دید آبایف]) آسی،
واژگان این خانواده در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شدهاند:
ابوشکور بلخی: «درختی كه تلخش بود گوهرا گرش چرب و شیرین دهی مر ورا
همان میوهی تلخ آرد پدید از او چرب و شیرین نخواهی مزید»
فردوسی توسی: «ورا از تن خویش باشد بزه بزه کی گزیند کسی بی مزه؟»
و: «ز کار بزه چند یابی مزه؟ بیفکن مزه دور باش از بزه»
مولانای بلخی: «هوا شیری است از پستان شیطان بود عقل تو شیر خر مکیدن»
و: «چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد»