مثل


آخرین به روزرسانی:
مثل

ریشه‌ی سامی «*مثل» معنای «شباهت، همسانی» را می‌رساند و در زبان‌های گوناگون مشتق‌هایی فراوان از آن برخاسته است. در پارسی از این ریشه این کلمات زاده شده‌اند: «مثل»، «مثال»، «مثال زدن»، «تمثیل»، «امثال»، «مُثُل»، «تمثال»، «تمثال‌گر»، «ضرب‌المثل»، «امثله»، «مثلاً»، «امتثال [امر]»، «فی‌المثل»، «بی‌مثال»، «مُثُل»، «[صورت] مثالی»، «امثله»، 

حدسم آن است که «مَتَل» و «متلک» هم از همین جا آمده باشد. چون در عربی سوری «مِتْل» (شبیه، همسان) را داریم که تحریفی از همین ریشه است. 

          در سایر زبان‌های ایرانی از این بن چنین واژگانی برخاسته‌اند: «مِثْل» و «أَمْثال» (شباهت، نمونه، سرمشق) و «یَمْثُل» (شباهت داشتن، تقلید کردن، عیان شدن) و «مُمْثِلَه» (هنرپیشه‌ی زن) و «مُمْثَل» (هنرپیشه‌ی مرد) و «تِمْثال» (مجسمه) و «مَثِیل» (همسان، شبیه) و «ماثِل» (نمایان، برپای ایستاده، ظاهر) و «ضَرَب مَثَلاً» (نمونه آوردن، مثال زدن) و «مِثالی» (نمونه، سرمشق، تمثیلی) و «مِثْلِیْ» (همسان، همجنس‌باز) و «تَماثُل» (تقارن، شباهت، توافق) عربی، מָשָׁל‎ (مَشَل: ضرب‌المثل) و לְמָשָׁל‎/ למשל‎ (لِمَشال/ لِمُشْل: مثلا، به عنوان مثال) و מָשַׁל (ماشَل: حکم راندن، فرمان دادن) و ממשלתי‎ (مِمْشالْتی: حکومتی، دولتی) و משל (مُشْل: مثال، ضرب‌المثل) عبری، «میسیل» (شبیه) و «مَسَل/ مِسِل» (ضرب‌المثل) و «مومِسّیل» (نماینده، سخنگو) ترکی، «مِثْل» (شبیه) پشتون، «میسال» (مثال) بلوچی، 

این واژگان در سایر زبان‌ها هم وامگیری شده‌اند. خواه در زبان‌های هندی که اਮਿਸਲ (میسال: مثال) و ਬੇਮਿਸਾਲ (بِمیسال: بی‌مثال) و ਮਸਲਨ (مَسْلَن: مثلا، به عنوان نمونه) پنجابی را به دست داده‌اند، و خواه در زبان‌های دوردست‌تر مثل «میثیلی» (مثال) سواحیلی، «میسال» (مثال) مالایی.

این واژگان در شعر و ادب پارسی بی‌شماربار به کار گرفته شده‌اند:

مولانای بلخی: «چو ابر عشق تو بارید در بی‌امثال             مثال آنک ببارد ز آسمان باران »

                   و: «زانک مثل آن جزای آن شود            چون جزای سیئه مثلش بود »

حافظ شیرازی: «خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش               خداوندا نگه دار از زوالش »

          و: «حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید           از شافعی نپرسند امثال این مسائل»

بیدل دهلوی: «بیدل مثل کهنه‌ی افسانه‌ي هستی               زین گوش درون رفت و از آن گوش برآمد»