ریشهی پیشاهندواروپایی «*ne/ *me» به معنای «نه» مشتقهای فراوانی به دست داده که در زبانهای کهن اروپایی نمونههایش چنین است: mh (مِه: نَ-، پیشوند نفی فعل) و mhketi (مِکِتی: نه دیگه، بیش از این نه) و mhdepw (مِدِپو: نه هنوز) و mwn (مون: نه واقعا؟، جدی نه؟) یونانی، ne (نه) و neque (به جز، ولی نه) و negatus (منفی) و negationem (نفی، طرد) و nefarious (پلید، ناحق، مرکب از: ne: نه + fas: حق، بیان) و denegare (انکار کردن) و nihil (هیچی) لاتین، ne (نه) و nei (اصلا) نردیک کهن، nagacion (نفی، انکار) و anuler (منتفی کردن) فرانسوی کهن، nain (نه) و nehein/ nihein (آن یکی هم نه) و niwan (هیچکس) آلمانی کهن، nehein/ nichein (آن یکی هم نه) آلمانی میانه، ne (نه) و nefne/ nemne/ nymne/nymþe (به جز) و nawiht (هیچی) انگلیسی کهن، na (نَه) و ni/ nii (نا-، نَ-) ایرلندی کهن، 𐌽𐌹 (نی: نه) و 𐌽𐌹𐍃𐍄 (نیسْت) و 𐌽𐌹𐌷 (نیهْ: هیچکدام، آن یکی هم نه) و 𐌽𐌴𐌹 (اصلا، به هیچ وجه) گتی، nihen/ nigen/ nien (آن یکی هم نه) و newan/ niwan/ newa/ nevu (هیچکس) ساکسونی کهن، nehein/ ghein/ chein (آن یکی هم نه) novan/ nova/ navo (هیچکس) هلندی کهن، не (نِه: نه) اسلاوی کهن شرقی، ⱀⰵ / не (نِه: نه) اسلاوی کهن کلیسایی، nie (نه) لهستانی کهن، ne (نه) چک کهن، na (نَه) برتون کهن، ni (نه) ولش کهن،
از اینجا در زبانهای زندهی اروپایی چنین کلماتی را سراغ داریم: не (نِه: نه) روسی و اوکراینی و بلغاری و مقدونی و صربی-کروآتی، ne (نه) لیتوانایی، ni (نَ-/ نا-) و na (نَه) ایرلندی، nein (نه) و nicht (نیست) و Nicht (هیچ) و kein (هیچ) آلمانی، no (نه) و ne (نَ-، پیشوند نفی فعل) و null (پوچ) فرانسوی، geen (آن یکی هم نه) هلندی، nej (نه، نَ-) دانمارکی و سوئدی، nei (نه) ایسلندی و نروژی، ne (نه) لیتوانیایی و لاتویایی و چک، не (نِه: نه) و ня (نْیَه: نیست، نا-) بلاروسی، nie (نه) لهستانی، denegar (انکار کردن) اسپانیایی،
در زبان انگلیسی از اینجا چنین کلماتی برخاستهاند: no/ nay (نه)، not (ن-، پیشوند نفی فعل)، none (هیچ)، neither (نه این یکی، به جز این)، nor (آن یکی هم نه)، nowhere (هیچجا)، no-one/ nobody (هیچکس)، never (هرگز)، abnegate (منتفی کردن)، negative (منفی؛ ۱۷۹۵م.)، negation (نفی؛ میانهی قرن پانزدهم)، nefarious (اهریمنی، پلید؛ ۱۶۰۰م.)، naught (بد، صفر؛ قرن چهاردهم)، naughty (تنهلش، بیبندوبار، فاسد؛ اواخر قرن چهاردهم)، deny (انکار کردن؛ اواخر قرن چهاردهم)، annul (نفی کردن؛ اواخر قرن چهاردهم)، nihilism (پوچگرایی)، nothing (هیچچیز)، renegare (یاغی، سرکش)، null (پوچ)، neuter (خنثا)، neutrino (نوترینو، ذرهای بنیادی)، neutralize (خنثا کردن)،
برخی از این واژگان به زبان پارسی هم راه یافتهاند: «نگاتیو»، «[سیم] نُل»، «نیهیلیسم»، «نوترینو»،
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*نَه/ *مَه» تبدیل شده که در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را زاده است: an (نَه) و Am (ما: نَ-، پیشوند نفی فعل) و aDEan (نَئِذَه: نه، نیست) و tiOn (نُوئیت: نیست) و AdEn (نَئِدا: خیر، منفی) اوستایی، 𒈪𒉌 (می/ مِه: نَ-، پیشوند نفی فعل) اورارتی، 𐎶𐎠 (ما: نَ-، پیشوند نفی فعل) و «اَکْرْتَه» (ناکرده) و «نَیْ» (نه) پارسی باستان، न (نَه) و नच (نَتْسَه: به جز، ولی نه) و मा (ما: نَ-، پیشوند نفی فعل) و माकिस् (ماکیس: هیچکس) سانسکریت، «نَه/ نِه» (نه) و «اَناگاهْ» (ناگهان) پهلوی، 𐭫𐭠 / 𐭭𐭩 (نَه/ نِه: نه) و «اَگامایْ» (ناراضی، بیمیل) پارتی، «نِه» (نه) و «اَگومِگ» (نیامیخته) تورفانی،մի (می: نَ-، پیشوند نفی فعل) ارمنی کهن، nisto (نیسْتُو: نیست) بلخی، «نی/ نَه» (نه) و «نو» (بدون) سغدی، «اَبَسْتَه» (نبسته) و «نَه» و «اَنَو» (بدون) سکایی، «ما» (نه) تخاری الف و ب،
در پارسی از اینجا چنین واژگانی را میشناسیم: «نه/ نی»، «ناگاه»، «ناگهان»، «نا-» (پیشوند نفی اسم و صفت، مثل ناشناس و نامطلوب)، «نیست»، «مَ-» (پیشوند نفی فعل، مثل مگو و مپرس)، «نَ-» (پیشوند نفی فعل، مثل نگفتن و نرفتن) «اَ-» (پیشوند نفی، مثل امرداد و انوش)، «مگر/ مگه»، «مبادا»، «ندید بدید»، «ناجور»، «نازا» و «نامیرا» و «نالوطی» و «ناکس»، «ناتو»،
در سایر زبانهای ایرانی زنده از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: «نَیْ/ مِه» (نه) بلوچی، «نُو» (نه) یدغه، «نِه» (نه) پشتون و ویگالی و، «نَه/ نا/ نایْ» (نه) و «نیسْت» شغنی، «نی/ نَیْ» (نه) و «مَه-» (نَ-، پیشوند نفی فعل) آسی، «نَه»و «نِسْت» (نیست) یزغلامی، «نَه» و «نیسْت» سریکلی، mos (نَ-، پیشوند نفی فعل) و nuk (نَ-، پیشوند نفی فعل) آلبانیایی، մի (می: نَ-، پیشوند نفی فعل) ارمنی،
مشتقهای این بن در شعر و ادب پارسی بیشمار بار به کار گرفته شدهاند.