ریشهی پیشاهندواروپایی «*neun/ *hnewn» به معنای «۹» از بن «*neu» به معنای «نو، تازه» مشتق شده و احتمالا به نظام شمارش با انگشتان باز میگردد که پس از شمارش با هشت انگشت دست، نوبتی دیگر روی همانها شمارش انجام میشده و اولین عددی که این کار را میکرده ۹ بوده است. در زبانهای کهن اروپایی این واژگان را پدید آورده است: enna/ ennea (اِنّا/ اِنِّئا: ۹) و enenhkonta (اِنِنِکُونْتا: ۹۰) یونانی، 𐌍𐌖𐌅𐌉𐌌 (نوویم: ۹) اومبری، novem (۹) و nonaginta (۹۰) و nonius (نهم) و ennead (نام منظومهای رومی، یعنی نُهتایی) لاتین، ᚾᛁᚢ (نیو: ۹) پیشانردیک، niu (۹) نردیک کهن، niun (۹) آلمانی کهن، nigen (۹) و nigontig (۱۹) و non (ظهر، ۹ ساعت بعد از طلوع) و luncheon (ناهار، مرکب از lun/ nin: ساعت ۹ + cheon: نوشیدن؛ ۱۶۵۰م.) انگلیسی کهن، nin/ nyne (۹) انگلیسی میانه، 𐌽𐌹𐌿𐌽 (نیون: ۹) و 𐌽𐌹𐌿𐌽 𐌷𐌿𐌽𐌳𐌰 (نیونهونْدْرِد: ۹۰۰) و 𐌽𐌹𐌿𐌽𐍄𐌴𐌷𐌿𐌽𐌳 𐌾𐌰𐌷 𐌽𐌹𐌿𐌽 (نیونهونْدْیَهْنیون: ۹۹) گتی، neghen (۹) هلندی میانه، nigun (۹) ساکسونی کهن، niugun/ nigun (۹) فریزی کهن، newinjai (۹) و newints (نهم) پروسی کهن، ⰴⰵⰲⱔⱅⱐ / де́вѧть (دِوِتی: ۹) اسلاوی کهن کلیسایی، де́вѧть (دِوِتی: ۹) اسلاوی کهن شرقی، nau (۹) برتون قدیم و میانه، noi (۹) و nomad (نهم) ایرلندی کهن،
از این ریشه در زبانهای زندهی اروپایی چنین کلماتی برخاستهاند: devyni (۹) لیتوانیایی، neun (۹) آلمانی، neuf (۹) فرانسوی، negen (۹) هلندی، nio (۹) سوئدی، niu (۹) ایسلندی، deväť (۹) اسلواکی، dziewięć (۹) لهستانی، devět (۹) چک، devẹ̑t (۹) اسلوونیایی، девет (دِوِت: ۹) بلغاری و مقدونی و صربی-کروآتی، дзе́вяць (ژِویِتْس: ۹) بلاروسی، де́вять (دِوْیِتْیْ: ۹) روسی، naoi (۹) ایرلندی، nine/ neen (۹) اسکات، ni (۹) دانمارکی، נײַן (نایْن: ۹) ییدیش،
در زبان انگلیسی از این بن چنین کلماتی زاده شدهاند: nine (۹)، ninety (۱۹)، ninth (نهم)، «noon» (ظهر، چون ۹ ساعت بعد از طلوع است؛ میانهی قرن دوازدهم)، lunch (ناهار؛ ۱۷۸۶م.)، nonagenarian (نود ساله؛ ۱۷۷۶م.)، nonagon (۹ ضلعی)، November (نهمین ماه سال؛ ۱۲۰۰م.)،
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*نَوَه» تبدیل شده و این واژگان را در زبانهای کهن ایرانی زاده است: «نووَه» (۹) لوویایی، awan (نَوَه: ۹) و itawan (نَوَتی: ۹۰) و amoan/ amuan (نَومَه/ نَئُومَه: نهم) و asadawan (نَوَدَسَه: ۱۹) اوستایی،𐊏𐊒𐊏𐊗𐊀𐊗𐊀 (نونْتاتا: ۹) لوکیایی، (نَوَدَسَه: ۱۹) و नवन् (نَوَن/ نَوَه: ۹) و (نَوَما: نهم) و (نَوَتی: ۹۰) و (نَوَدَسَه: ۱۹) سانسکریت، 𑀦𑀅 (نا: ۹) پراکریت اردهمگدی، 𑀦𑀯 (نَوَه: ۹) پراکریت مگدی و ساوراسنی، 𑀡𑀯 / 𑀦𑀯 (نَوَه: ۹) پراکریت مهاراستری، «نَوَه» (۹) پالی، «نَوَت/ نووَت» (۹۰) و «نُو/ نُوهْ» (۹) و «نُوزْدَهْ/ نَوَزْدَهْ» (۱۹) پهلوی، «نَهُم» (نهم) و «نُو» (۹) پارتی، «نُهْ» (۹) و «نُوُم» (نهم) تورفانی، «نوا» (۹) و «ناومیک/ نومیق» (نهم) و «نَوات» (۹۰) و «ناوتس» (۱۹) سغدی، «نواذیس» (۱۹) خوارزمی، «نَو» (۹) و «نُمَه/ نَومَه» (نهم) و «نُتا/ نَوتا» (۹۰) و «نَوسو» (۱۹) سکایی، ինն (اینّ: ۹) و իննեքին (اینِّکین: هر ۹ تا) و իններորդ (اینِّرُورْد: نهمی) و իննեւտասն (اینِّوْتاسْن: ۱۹) و իննիցս (اینّیتْسّ: ۹ دفعه) و իննհարիւր (اینّهاریوْر: ۹۰۰) و իննսուն (اینّسون: ۹۰) و իննսներորդ (اینّسْنِرُورْد: نودم) ارمنی کهن، «نُو» (۹) اردو،
در زبانهای زندهی ایرانی از اینجا چنین واژگانی را سراغ داریم: «نُه» و «نوزده» و «نود» و «نهصد» و «نهم» پارسی، «نو/ نوهْ» (۹) بلوچی، «نوف» (۹) و «نَزْدَهْ» (۱۹) تاتی شمالی، «نَه/ نَهْ» (۹) و «نانْزَه/ نُوزْدَه» (۱۹) و «نَهَم» (نهم) و «نُوَت/ نُوَد» (۹۰) کردی، «نی/ نیُو» (۹) زازا، «نو/ نووْ» (۹) و «دوسَهنووْ» (۱۹) یزغلامی، «نِوْ» (۹) سریکلی، «نُو» (۹) و «دیَتنُو» (۱۹) شغنی، «ناو» (۹) و «دَسنَب» (۱۹) وخی، «نَو» (۹) اشکاشمی، «نو» (۹) و «لُسینُو» (۱۹) یدغه، «نَو» (۹) و «نوزْدَه/ نوزْدَهْ» (۱۹) یغنابی، «نَه» (۹) و «نَوَه» (۹۰) و «نولَس/ نونَس» (۱۹) پشتون، «نُو» (۹) و «نَمْس» (۱۹) پراچی، «نا» (۹) و «نِس/ اَنِس» (۱۹) اورموری، «نوزْدَه» (۱۹) گیلکی، «نُوزا» (۱۹) فریزهندی، «نونْزِه» (۱۹) گزی، «نونْزَه» (۱۹) سیوندی، «نوزْدا» (۱۹) سمنانی، «نیزْدَه/ نُنْزْدَه» (۱۹) تالشی، «نوزْدَه» (۱۹) مونجی، ինը (اینَه: ۹) و իննսուն (اینّسون: ۹۰) ارمنی، «نُودَتَه» (۹۰) کمزاری،
در زبانهای هندی از این ریشه چنین کلماتی زاده شده: नौ (نَو: ۹) هندی، 𑀦𑀯 (نَوَه: ۹) هلو، ނުވަ (نووَه: ۹) دیوهی، නවය/ නමය (نَوَیَه/ نَمَیَه: ۹) سینهالی، ন (نُو: ۹) آسامی، ন/ নয় (نُو/ نُویْ: ۹) بنگالی، णव (نَوْ: ۹) کنکانی، नऊ (نَئو: ۹) مراثی، ਨੌਂ (نَئو: ۹) پنجابی، નવ (نَوْ: ۹) گجراتی،
این اعداد به سایر زبانها هم راه یافتهاند: नौ (نَو: ۹) نپالی، «ناوا» (۹) مالایی،
این واژگان در شعر و ادب پارسی با بسامدی اندک به کار گرفته شدهاند:
فردوسی توسی: «نود بار و سه بار کرده شمار به ایران درم بد هزاران هزار»
و: «چو شد رزم گودرز و پیران درشت چو نهصد تن از تخم پیران بکشت»
ناصرخسرو قبادیانی: «نوان از نود شد کزو برگذشت ز درد گذشته نود مینود»
کمالالدین اسماعیل: «مراست از ندب فضل هفده خصل و هنوز میان نوزده و بیست میکنم رفتار»