ریشهی پیشاهندواروپایی «*kudo» به معنای «روح پلید، جادوگر» یا «*kud» (جیغ، ملامت) احتمالا با هم خویشاوندند و خاستگاه خوشهای از کلمات هستند که دلالتی منفی دارند و به آسیب رساندن با کلام مربوط میشوند. در زبانهای اروپایی کهن از این بن چنین کلماتی را میشناسیم: kudazw (کودازو: غر میزنم) و kudazamai (کودازامایْ: تحقیر) یونانی، hota (تهدید کردن) نردیک کهن، hosc (مسخره کردن) آلمانی کهن، huizen (پررو شدن، وقاحت داشتن) آلمانی میانه، houten/ huten/ hoten (سر کسی داد زدن) انگلیسی میانه، коудити (کُیْدینی: فحش دادن) و прокоуда (پْرُوکودا: بدگویی کردن، پشت سر کسی حرف زدن) اسلاوی کهن کلیسایی، ку̏дити (کودیتی: فحش دادن) اسلاوی کهن شرقی،
در زبانهای زندهی اروپایی این ریشه به این واژگان ختم شده است: hoot (هوی، اوهوی، صدای جغد) انگلیسی، huj (هوی، اوهوی) هلندی و دانمارکی، hut (برو گمشو) سوئدی، kudiť (نق زدن، مسخره کردن) چک، przekudzić (ریشخند کردن) لهستانی گویشی، kúditi (فحش دادن، مسخره کردن) اسلوونیایی گویشی، ку̏дити (کودیتی: خردهگیری کردن، تمسخر) صربی-کروآتی، куди (کودی: ریشخند، فحش) مقدونی، проку́дя (پْرُوکودْیا: پشت سر کسی حرف زدن) و ку́дя (کودْیا: بدگویی کردن) بلغاری،
در زبانهای آریایی این بن به ریشهی «*کوت/ *کَوث» تبدیل شده و همان معنای اولیهاش را حفظ کرده است. در زبانهای باستانی ایرانی چنین واژگانی را از این بن سراغ داریم: कुत्सयति (کوتْسَیَتی: دشنام دادن) و कुत्सा (کوتْسا: فحش) سانسکریت، «*نیکَوثَه» (دشنام) پارسی باستان، «کوتْس» (متهم کردن، بهتان زدن) تخاری ب،
در پارسی از این ریشه «نکوهش» و «نکوهیدن» و «نکوهیدنی» پدید آمدهاند. اما در سایر زبانهای زندهی ایرانی مشتق چندانی از آن رواج پیدا نکرده است.
این واژگان در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شدهاند:
فردوسی توسی: «که دانم که چون این پژوهش کنید بدین رای بر من نکوهش کنید»
اسدی توسی: «نش از آفرین ناز و نز غم نژند نه شرم از نکوهش نه بیم از گزند»
ابن یمین فریومدی: «چون ندارم طمع به رد و قبول خواه ما را ستای و خواه نکوه»