ریشهی پیشاهندواروپایی «*oi-no/ *oywos» به معنای «یکی، تک» در زبانهای کهن اروپایی چنین واژگانی را زاده است: unicus (فقط، تنها) لاتین، einigr (هر، هریک) نردیک کهن، anyin (هر) و ǣniġ (هریک) انگلیسی کهن، any/ eny/ ony/ ani (هر، هریک) انگلیسی میانه، enig (هریک) ساکسونی کهن، 𐌰𐌹𐌽𐌰𐌷𐍃 (آیْناهْس: فقط، تنها) گتی،
در زبانهای زندهی اروپایی از اینجا چنین واژگانی را سراغ داریم: any (هر) و unique (یگانه، تک) انگلیسی، enig (هرکدام، برخی) و uniek (فقط، تنها) هلندی، einig (بعضی) آلمانی، unico (یکتا) ایتالیایی و اسپانیایی و پرتغالی، unique (یگانه، تک) فرانسوی، unik (فقط، تنها) دانمارکی و نروژی و سوئدی، einigur (تنها، فقط) ایسلندی،
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*هَیْوَس» (فقط، تنها) و «*اَیْنُو» (دیگر، هر) را پدید آورده که در پیوند با «*چیت» (چیز) در پارسی دری کلمهی «نیز» را ایجاد کرده است. در زبانهای کهن ایرانی از اینجا چنین کلماتی را میشناسیم: 𒀀𒄿𒅗 (اَیْکَه: تک، یکی) هوری-میتانی، ayna (اَنْیَه: دیگری، غیر) و awea (آئِوَه: یکی، تک) اوستایی، 𐎠𐎡𐎺 (اَیْوَه: تک، تنها) و «اَنْیَه» (دیگری، غیر) پارسی باستان، ऐव (اَیْوَه: تک، فقط) و एव (اِوَه: فقط، واقعا) و «اَنْیَه» (دیگری، غیر) و «اَنْیَتْرَه» (از سوی دیگر) سانسکریت، «اَن/ اَنِه» (دیگر، غیر) و «اَنیز» (نیز) پهلوی، «اَنی» (دیگر، غیر) تورفانی، «اَنی» (دیگر، غیر) و 𐭭𐭦 (نیز، دیگری هم) پارتی، «انیس» (نیز) و «اَنیش» (جای دیگر) و «نیش» (از سوی دیگر) سغدی، «اَنَه» (دیگر) سکایی، iogo (یُوگُو: تک، یکی) بلخی،
«نیز» کلمه در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده است:
رودکی سمرقندی: «جوانی گسست و چیرهزبانی طبعم گرفت نیز گرانی»
فردوسی توسی: «نیابد بدو نیز اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه»
عطار نیشابوری: «گفتم اندر محنت و خواری مرا چون ببینی نیز نگذاری مرا»
مولانای بلخی: «قصه چه کنم که بر عدم نیز نامش چو بریم هستیافزاست»