وسیله


آخرین به روزرسانی:
وسیله

          ریشه‌ی عربی «*وسل» به معنای «ابزار، وسیله» در زبان‌های سامی کهن رواج نداشته و در دوران اسلامی باب شده است. این بن عضوی از یک خوشه‌ از ریشه‌های خویشاوند است که «*وسط» و «*وصل» نیز در آن جای می‌گیرند. از این بن در پارسی و عربی واژگانی محدود زاده شده‌اند که عبارتند از «وسیله» و «وسایل» و «متوسل» و «توسل». با توجه به اندک بودن این زادگان حدسم آن است که این بن جعلی باشد و در اصل از تحریف «*وسط» و «*وصل» و تداخل این دو حاصل آمده باشد.

          این کلمات در شعر و ادب پارسی به ندرت به کار گرفته شده‌اند:

عبید زاکانی: «مرا به حضرت اعلی همین وسیله بس است   که من غریبم و شاه جهان غریب نواز»

حافظ شیرازی: «خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز     کز این شکار فراوان به دام ما افتد»

شاه نعمت‌الله ولی: «مقصود بی‌وسیله حاصل نمی‌توان کرد   هرکس که کرد حاصل، می‌دان که آن چنان کرد»