ریشهی پیشاهندواروپایی «*ueis» به معنای «زهر، سم» احتمالا با ریشهی «*weis» به معنای «روان شدن، جاری بودن» خویشاوند است. ریشهی «*ueis» در زبانهای اروپایی کهن این مشتقها را پدید آورده است: ios (ایُوس: زهر) و ixos (ایکْسُوس: مادهی چسبناک، تلهی چسبی برای پرندگان) یونانی، virus (زهر) و viscum (مخاط، مادهی چسبناک) و virulentus (زهرآگین) و viscosus (چسبناک، مخاطی) لاتین، višnja (گیلاس) اسلاوی کهن کلیسایی، fi (زهر) ایرلندی کهن، puison (زهر، دارو) فرانسوی کهن
در زبانهای اروپایی نو از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند: gwy (زهر) ولش، poison (زهر) و virion (ویروس) و viscosite (لزجی، گرانروی) فرانسوی،
در انگلیسی هم این لغات همخانوادهی این رده هستند: virus (سم؛ اواخر قرن چهاردهم، انگل بیماریزای سلولی؛ ۱۸۸۰م.) antivirus (ضدویروس؛ ۱۹۰۳م.) و enterovirus (ویروس داخلی؛ ۱۹۵۷م.) و Parvovirus (نوعی ویروس ریز؛ ۱۹۶۵م.) و poison (زهر؛ ۱۲۰۰م.) و retrovirus (نوعی ویروس) و rhinovirus (نوعی ویروس؛ ۱۹۶۱م.) و rotavirus (نوعی ویروس گِرد؛ ۱۹۷۴م.) و viral (همهگیر، ویروسی؛ ۱۹۴۴م.) و virology (ویروسشناسی؛ ۱۹۳۵م.) و virulent (سمی؛ ۱۴۰۰م.) و viscous (پلشت، پلید؛ اواخر قرن چهاردهم)
از این واژهها تنها «ویروس» و برای مدتی کوتاه «ویسکوزیته» در پارسی جدید وامگیری شده است. ویروس در زبانهای دیگر هم وامگیری شده است: バイラス (بایْراسو) ژاپنی، 바이러스 (بایرِئوسِئو) کرهای،
این بن در شاخهی زبانهای ایرانی به ریشهی «*ویش» تبدیل شده که همان معنی «زهر» را میرساند. در زبانهای کهن ایرانی از این ریشه واژگانی از این دست زاده شدهاند: «ویش/ ویشَه» (زهر) و «ویشَوَنْت» (سمی) و «ویشَیَه» (مسموم) اوستایی، विष (ویسَه: زهر) و «ویسَوَنْت» (سمی) و «ویسَدْهَرَه» (مار) سانسکریت، «ویش» (زهر) پهلوی، «باتَه» (زهر) سکایی، «وَسِه» (زهر) تخاری ب.