ریشهی پیشاهندواروپایی «*kak» به معنای «مرد، جانور نر» احتمالا نامآوای کودکانه بوده و در اصل به «برادر بزرگتر» اطلاق میشده که به همان شکل در زبانهای ایرانی باقی مانده است. از اینجاست که این واژگان اروپایی کهن زاده شدهاند: kikkos (کیکُّوس: خروس) یونانی، kokkr (خروس) و kjuklingr (مرغ) نُردیک کهن، кокошь / ⰽⱁⰽⱁⱎⱐ (کُکُوشیّ: خروس) اسلاوی کهن کلیسایی، cocc (خروس) و cicen (مرغ) انگلیسی کهن، coc (خروس؛ قرن دوازدهم) و cocatriz (نوعی هیولای پرندهسان) فرانسوی کهن، kiekijen (مرغ) و cocke (خروس) هلندی میانه،
در زبانهای اروپایی نو نیز از این بن چنین کلماتی را سراغ داریم: ко́кошь (کُکُوشْیْ: خروس) روسی، ко́кош (کُکُوش: خروس) اوکراینی و صربی-کروآتی و اسلواک، коко́шка (کُکُوشْکا: خروس) بلغاری، kokoš (خروس) چک، kokosz (خروس) لهستانی، kakas (خروس) مجاری، cocos (خروس) رومانیایی، coq (خروس) و coquet (لوند، مرد اغواگر، در اصل یعنی: خروس کوچولو) فرانسوی، Küken (مرغ و خروس) آلمانی، kieken (مرغ) و kok (خروس) هلندی، kyckling (مرغ) و kokk (خروس) سوئدی، cuca (هزارپا) و cucaracha (سوسک) اسپانیایی، kok (خروس) دانمارکی
در زبان انگلیسی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: cock (خروس؛ قرن چهاردهم، مرد، یارو؛ ۱۶۳۰م.، آلت نرینه؛ ۱۶۱۰م.)، cockchafer (نوعی حشرهی قاببال؛ ۱۶۹۰م.)، cockpit (در اصل: میدان دعوای خروس جنگیها؛ ۱۵۸۰م.، کابین خلبان؛ ۱۹۱۴م.)، cockscomb (کاکل خروس؛ ۱۴۰۰م.)، chicken (مرغ؛ قرن چهاردهم)، pillock (آلت نرینه؛ ۱۵۳۰م.)، cockade (دکمهی کلاه؛ ۱۷۰۹م.)، cockatoo (خانوادهای از طوطیها؛ ۱۶۱۰م.)، cocksucker ([ناسزا] خایهمال، دیوث)، peacock (طاووس؛ ۱۳۰۰م.)، cockroach (سوسری، سوسک؛ ۱۶۲۰م.)، cockatrice (نوعی هیولای پرندهسان؛ اواخر قرن چهاردهم)،
در زبانهای آریایی این بن به ریشهی «*کاک» بدل شده که به همین ترتیب «مرد، نرینه» را میرساند. در زبانهای کهن ایرانی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند: कुक्कुट (کوکّوتَه: خروس) سانسکریت، 𐨐𐨂𐨐𐨂𐨜 (کوکودَه: خروس) پراکریت نییا، «کوکّوتَه» (خروس) پالی، 𑀓𑀼𑀓𑁆𑀓𑀼𑀟 (کوکّودَه: خروس) پاکریت،
در پارسی از این ریشه چنین کلماتی زاده شدهاند: «کاک» (مرد، نر، مردمک چشم)، «کاکا» (برادر مهتر)، «کاکو» (رفیق، داداش)، «کاکی» (خاله، عمه)، «کاکاسیا/ کاکاسیاه» (سیاهپوست). همچنین نامهای زیادی از این ریشه برخاستهاند از جمله: «کاکاوند»، «کاک-» (پیشوند نامهای کردی به معنای آقا)، «ماکان کاکوی»، «فضل بن احمد کاکویی» (محدث قرن ششم ق)، «احمد کاکویه»،
حدسم آن است که «کاکل» (در پارسی قدیم: کاکول) هم از اینجا آمده باشد و در اصل به «موی مردانه، موی پیشانی پسربچهها» اشاره کند. همچنان که در اصطلاحهای «کاکل خروس» و «[پسر] کاکل زری» باقی مانده است. حسندوست به پیروی از دورفر ریشهی آن را ترکی دانسته و آن را از «کُکول» (فرق سر) مغولی مشتق پنداشته که نادرست مینماید. چون چنان که فیلیپونه پیشنهاد کرده، خود این کلمهی مغولی احتمالا از زبانهای ایرانی گرفته شده است. به هر روی کلمات برآمده از این ریشهی اخیر در زبانهای ایرانی «فرق سر، جمجمه» معنی میدهند و به گیسو یا مردانگی ارتباطی ندارند. همهی این کلمات از اینجا برآمده است: «کاکَه» (فرق سر) و «کَکَه» (پشت سر) یدغه، «کَکَریِه» (فرق سر) اورموری، «کَکَرَه» (فرق سر) پشتون، «کَکُوت» (جمجمه) کردی.
در سایر زبانهای زندهی ایرانی هم از این ریشه چنین کلماتی زاده شدهاند: «کاکو» (پسر) شیرازی، «گاگا» (برادر) طبری و خراسانی، «کاکی» (مردمک) لهندا، «غَچ/ غَچَک» (مردمک) و «غُچ» (دختربچه) سریکلی، «گَگی/ گَگو» (دختربچه) آسی، «گوگا» (مرد، مردمک) گرجی، «کاکُو» (برادر مهتر) سندی، «کاکا» (برادر مهتر) پنجابی، «کاکُو» (برادر مهتر، عموی کهتر) هندی، «کاکا» (نیا) آسامی، کاکْهْ» (ریشسفید) کشمیری، kokosh (خروس) آلبانیایی،
در زبانهای هندی از این ریشه कुक्कुट (کوّوت: خروس) هندی و కుక్కుటము (کوکّوتَمو: خروس) تلوگو را سراغ داریم.
مشتقهای این ریشه در شعر و ادب پارسی با بسامدی اندک به کار گرفته شده است:
سنایی غزنوی: «خلد کاکای تست هان بشتاب به دو رکعت بهشت را دریاب»
بابا طاهر عریان: «نسیمی کز بن آن کاکل آیو مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو»
حافظ شیرازی: «بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل»
همام تبریزی: «چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول هزار دل برباید به یک دم آن کاکول»
ملا احمد نراقی: «من ز بهر بندگی اولیستم بندهی کاکای آن آقاستم»
عشقی همدانی: «بود همسایه بر آن کاکای زار وای از همسایهی ناسازگار»