کبر


آخرین به روزرسانی:
کبر


         «کَبَر» در پارسی نام گیاهی است از راسته‌ی کلم‌سانان که در تیره‌ای مستقل به اسم «کبریان» جای می‌گیرد. نام‌های دیگرش «کبرو» و «خیاروک» و «لگجی» و «لیجین» است و از قدیم از آن ترشی درست می‌کرده‌اند. ریشه‌ی اصلی این نام معلوم نیست، اما حدس می‌زنم که از یکی از زبان‌های کهن مدیترانه‌ای گرفته شده باشد. چون کهن‌ترین ثبت‌ها از آن در ܟܦܪ‎ (کَپَّر) و ܩܦܪ‎ (قَپَّر) سریانی، kapparis (کاپّاریس) یونانی باستان و կապար (کَپَر) ارمنی کهن دیده می‌شود. 

اغلب فرهنگنامه‌ها نوشته‌اند که این زبان‌ها کلمه را از پارسی یا یونانی وامگیری کرده‌اند. اما این واژه به ریشه‌ی مشخصی در زبان‌های هندواروپایی بازنمی‌گردد و به احتمال زیاد همه‌ی این نمونه‌ها از بافت زبانی کهن مدیترانه‌ای وامگیری شده‌اند. چرا که خاستگاه این گیاه هم کرانه‌های دریای مدیترانه است. ثبت‌های دیگر آن در زبان‌های باستانی عبارتند از: կապպար (کاپَّار) در ارمنی میانه و კაპარი (کَپَری) در گرجی کهن‌ و «کَبْروی» در پهلوی، و این مورد اخیر را به گواهی فردوسی آورده‌ام که می‌گوید مردی به این نام دسته‌ی گلی به بهرام گور تقدیم کرد و انگار نامش به معنای همان گیاهان بوده باشد: 

«همین مِه که با میوه و بوی بود         ورا پهلوی نام کبروی بود

...به یاد شهنشاه بگرفت جام              منم گفت میخواره کبروی نام»

         در زبان‌های ایرانی نو هم این نام را در این صورت‌ها می‌بینیم: «کَبَر» و «کَبار» و «قَبّار» عربی، կապար(کاپار) و կապարասի (کاپاراسی) ارمنی، კაპარი (کاپار) گرجی، 

این واژه در زبان‌های اروپایی هم وامگیری شده و این نسخه‌ها را به دست داده‌ است: Capparis لاتین، caper انگلیسی، capre فرانسوی، Kaper آلمانی، capparo ایتالیایی، 

«کبر» در این معنا در شعر و ادب پارسی بسیار به ندرت به کار گرفته شده است.