کبوتر


آخرین به روزرسانی:
کبوتر


ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*qup/ *qeuep» به معنای «متصاعد شدن» مشتق مهمی به دست داده به صورت «*quep» که «همچون دود، به رنگ دود» را پدید آورده و این به طیفی بین سبز تا قهوه‌ای اشاره می‌کند. 

در زبان‌های آریایی بن «*qup/ *qeuep» به ریشه‌ی «*کَپ/ *کَمْپ» بدل شده که «ورپریدن، جستن، مثل دود هوا رفتن» معنی می‌دهد و «کَپی/ کُپی» پارسی به معنای «میمون» از آن برآمده است. «کپی» در زبان‌های ایرانی دیرینه و رایج بوده است و این شکل‌ها از آن را سراغ داریم: «کَئی/ کَوی» سانسکریت، «کَوی» پالی، «کَپیک» پهلوی و ارمنی، «کیویَه» سینهالی، 

احتمالا «کپی» در چند موج در زبان‌های اروپایی وامگیری شده باشد. در زبان‌های اروپایی کهن khpos (کِپُوس) یونانی و cephus لاتین به معنای «میمون» را داشته‌ایم و در متون یونانی kefeus (کِفِئوس) نام شاه اساطیری حبشه و پدر آندرومدا است. میرهوف البته ریشه‌ی این واژه‌ها را «قُوف/ قِفی» مصری باستان دانسته است که این هم حدسی محتمل است.

واژه‌ی رد و بدل شده‌ی دیگر عبارت «کُپی کردن» است که در پارسی از copy انگلیسی آمده. خود این واژه را اغلب ترکیبی از com (با هم) و op (قدرت، نیرو) لاتینی دانسته‌اند. هرچند این حدس هم جای طرح دارد که شاید در زبان‌های اروپایی (که قلمروشان فاقد میمون است) وام‌واژه‌ای از زبان‌های ایرانی بوده باشد، در اشاره به رفتار تقلیدگرانه‌ی میمون. ترکیب یاد شده در لاتین copia (فراوانی، رفاه) را زاده که ارتباط معناداری با «کپی کردن» ندارد. در قرن سیزدهم میلادی و بلافاصله بعد از جنگ‌های صلیبی و ورود سیل وام‌واژه‌های پارسی-عربی به اروپاست که دلالت جدید این کلمه برای نخستین بار در زبان‌های اروپایی نمایان می‌شود. در این تاریخ copia/copiare لاتین قرون وسطایی و copie فرانسوی کهن به معنای «رونوشت برداشتن، تقلید کردن» پدیدار می‌شوند و در قرن چهاردهم به صورت copy به انگلیسی هم وارد می‌شوند. این واژه بعدتر در دوران معاصر دوباره به پارسی بازمی‌گردد.

خوشه‌ی اصلی واژگان برخاسته از این شاخه‌ی دودمانی از بن «*quep» مشتق شده‌اند و به ریشه‌ی آریایی «*کَپ» (خاکستری، کبود) بازمی‌گردند که اغلب به جانورانی با چنین رنگی اشاره می‌کند. در زبان‌های کهن ایرانی از این ریشه این کلمات را سراغ داریم:‌ 𐎣𐎱𐎢𐎫𐎣 (کپوتَکَه: کبود) و *𐎣𐎱𐎢𐎫 (*کَپَوتَه: کبوتر) پارسی باستان، कपोतक (کَپُوتَکَه: کبود) و कपोत (کَپُوتَه: کبوتر) سانسکریت، 𐨐𐨬𐨆𐨡𐨒‎ (کَوُودَگَه: کبود) و 𐨐𐨬𐨆𐨡 (کَوُدَه: کبوتر) گنداری، «کَپُوت/ کَبود» (کبود) و «کَبُود/ کَپُوتَر» (خاکستری، کبوتر) پهلوی، «کَبُوتَّر» (کبوتر) تورفانی، «خپاوتک» (کبود) و «کپاوت» (نیلی، کبود) و «کپ» (کپور) و «قوپوتیچ/ کپایتایچ» (کبوتر) سغدی، «کَووتَه» (کبود، بنفش) و «کَوا» (کپور) سکایی، «کب» (کپور) و «کبودک» (کبود) و «کبود» (کبوتر) خوارزمی، կապուտակ (کَپوتَک: کبود) و կապոյտ (کَبُویْت: خاکستری، آبی) و կապոյտերանգ (کَپُویْتِرَنْگ: کبودرنگ) و կապուտագոյն (کَپوتَه‌گُویْن: کبودگون، نیلی) ارمنی کهن، 𑀓𑀯𑀽𑀢 (کَووتَه: کبوتر) ختنی،

در پارسی از این ریشه چنین کلماتی زاده شده‌اند: «کبوتر/ کفتر» (ترکیب کَپَوتَه: کبود + تَرَه: توله، بچه)، «کبود»، «کبودی»، «کبود شدن»، «کپور»، «کبوترباز/ کفترباز»، 

در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی هم این مشتق‌ها را از آن می‌شناسیم: «کَهو» (کبود) مازنی، «کَو» (کبود) و «کوتَر» (کفتر) طبری، «کُتَر» (کفتر) و «کَپُوت» (کبوتر) و «کَپُت» (کبود) بلوچی، «کَوو» (کبود) و «کَوِه» (آبی) گورانی، «کُوتْئِر» (کبوتر) و «کِوِه» (آبی) زازا، «کِوُوک» (کفتر) و «کِوْگ» (کبود) و «کِوْ» (آبی) کردی، «کاو» (آبی) لکی، «کوپ» (کپور) و «کَبیت» (کبوتر) وخی، «کَپوتَه» (کبود) و «کَفْتَر» و «کَپوچَه» (کبوتر) یغنابی، «کَیْف» (کپور) آسی، «کَپ» (کپور) و «کُویُو» (کبوتر) یدغه، «کُهو» (کبود) سیوندی، (کَپُوئیت: خاکستری) و կապուտ (کَپوت: کبود، آبی) ارمنی، კაპოეტი (کَپُوئِتی: کبوتر، یاقوت کبود) و კაპიტო (کَپیتُو: ارغوانی، نام نوعی شراب) گرجی، «کَفْتَر» اورموری، «کُویذ» (کفتر) سنگلیجی، «کُوویَه» (کفتر) مونجی، «کووید» (کفتر) اشکاشمی، «چیبود» (کفتر) شغنی، «چِبود» (کفتر) روشانی، «چَبِوْد» (کفتر) سریکلی، «کَبَد» (کفتر) یزغلامی، «کُمُنْسْتِر» (کبوتر) بستکی، «کَوْتَرَه/ کَونْتَرَه» (کبوتر) و «کوبیر» (کفتر) پشتون، «کُهُوو» (کبوتر) دَردیک، кабӯтар (کَبوتَر) و кабӯд (کَبود) پارسی تاجیکی، 

در زبان‌های هندی از این ریشه چنین کلماتی زاده شده‌اند: কুপতি / কপৌ (کوپُتی/ کُپوُو: کبوتر) آسامی، ਕੋਵੀ (کُوی: کفتر) و ਕਬੂਤਰ (کَبوتَر) پنجابی، કબૂતર (کَبوتَر) گجراتی، কবুতর (کَبوتُر: کبوتر) بنگالی، कबूतर (کَبوتَر) هندی و مراثی، 

در این میان سمرنی «کپور» و همتایانش را از ریشه‌ی «*akuop» هندواروپایی به معنای «آب، آبی» مشتق دانسته که به نظرم بعید می‌رسد. برخی هم گفته‌اند که از زبان‌های بومی و پیشاهندواروپایی برآمده است. این واژه به این شکل‌‌ها در زبان‌های اروپایی هم وجود دارد: carpa لاتین قرون وسطایی، *𐌺𐌰𐍂𐍀𐌰 (*کَرْپَه) گُتی، karpfo آلمانی کهن، carpe فرانسوی کهن و انگلیسی میانه (قرن سیزدهم)، Karpfen آلمانی، carp انگلیسی و ولش (قرن چهاردهم)، carper هلندی میانه، carpe هلندی، carpa ایتالیایی و اسپانیایی. این واژگان با توجه به دیرآیند بودن‌شان در اروپا و رواج کم‌شان احتمالا از زبان‌های ایرانی وامگیری شده‌اند. شکل واسطه‌ی نسخه‌ی اروپایی و ایرانی را هم در šapalas لیتوانیایی می‌توان دید. نقطه‌ی ورود این واژه به زبان‌های اروپایی از گُتی به آلمانی کهن بوده است و گُت‌ها آمیختگی زیادی با قبایل ایرانی و سکاها داشته‌اند. 

واژگان برخاسته از این ریشه در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده‌اند:

فردوسی توسی: «ز یاقوت سرخ است چرخ کبود                          نه از آب و گرد و نه از باد و دود»

ابن یمین فریومدی: « باغبانی بنفشه می‌انبود                       گفت کای گوژپشت جامه کبود

چه رسیده است از زمانه تو را                    پیر ناگشته در شکستی زود؟

گفت پیران شکسته‌ی دهرند                        در جوانی شکسته باید بود»

سعدی شیرازی: «چو ماکیان به در خانه چند بینی جور؟                  چرا سفر نکنی چون کبوتر طیار»

مولانای بلخی: «فلک کبود و زمین همچو کور راه‌نشین          کسی که ماه تو بیند رهد ز کور و کبود»

حافظ شیرازی: «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                         ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است»

فیض کاشانی: «کفتر مست او منم بر سر دست او منم            زآن به نشاط بی‌خودی بقو بقو بقو کنم»