کر


آخرین به روزرسانی:
کر


         احتمالا ریشه‌ی این کلمه بن پیشاهندواروپایی «*kel/ *sru» به معنای «شنیدن» است که در زبان‌های آریایی به «*کَر» بدل شده است. در زبان‌های ایرانی کهن از این ریشه چنین کلماتی برخاسته‌اند: anarak (کَرَنَه: کر) اوستایی، ‌«کَرْنَه» (گوش، گوش‌بریده) و «کَرْنَکَه» (دسته‌ی ظروف) سانسکریت، «کَرّ» (کر) پهلوی، «کرن» (کر) سغدی، «کارَّه» (کر) سکایی، «کن» (کر) خوارزمی، «»

         در زبان‌های زنده‌ی ایرانی هم از این ریشه چنین واژگانی زاده شده‌اند: «کر» و «کرولال» و «» پارسی، «کولُن» (کر) و «سْکَنَیْ» (گوشواره) پشتون، «کون‌غَسْتِه» (گوشواره) یدغه، «چون» (کر) شغنی، «چین/ چوئین» (کر) سریکلی، «کَنّ» (کر) یغنابی، «کَر» کردی، «کَل» دستکی

         واژه‌ی «کر» و مشتق‌هایش در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شده است:

سنایی غزنوی: «سنايي را مسلم شد که گويد زهد پرمعني        نداند قيمت نظمش، هر آن کو گوش کر دارد»

پوریای ولی: «گر بر سر نفس خود امیری مردی                 بر کور و گر ار نکته نگیری مردی»